گزارش کار
کاردستی امروز من است احتمالا برای تزئین موها. عروسی برادر جان در راه است و این هم بخشی از تدارکات که امروز از نگرانی اش در آمدم. کلی هم در حال انجام کار، مشعوف بودم. از عکس و پست گذاشتن برای آپولویی که هوا کرده ام لابد پیداست دیگر:)

مدتهاست دلم می خواهد از این کارهای جینگیل هنری درست کنم اما سرشلوغی و بیشتر از آن بی حوصلگی نمی گذارد. وقتی از سر ضرورت مشغولش می شوم روحم را تازه می کند. اصلا نیاز روحی دارم اما تا این ضرورت نباشد میلم را جدی نمی گیرم. می شود جزء کارهای حاشیه ایی و می ماند. مثل گل های قلاب بافی روی کیف کتانی یا گردنبندهای قلاب باقی که توی خیالم بافته ام یا کیف های پارچه ای یا پیراهن های نخی گلداری که توی خیالم دوخته ام یا تزئین بوته ی خار پیچ در پیچ قشنگی که دو سال است توی انباری مانده یا نقاشی نیمه کاره ای که آسمان صخره هایش سالهاست تمام شده و دریا باقی مانده.
اما حاشیه ی عقد و عروسی ها پر از فرصت است برای اینکه بی دغدغه و عذاب وجدان برای کارهای مثلا مهمتر، دل بدهم به این کارها. چینش گل و بته ی روی لباس های مجلسی را طراحی کنم. سبد گل بچینم. روبان ببندم. تزئین کنم...و لذت ببرم