قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ

قَالُواْ أَإِنَّكَ لَأَنتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَاْ يُوسُفُ وَهَذَا أَخِي قَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَيْنَا إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَيِصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ

قَالُواْ تَاللّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللّهُ عَلَيْنَا وَإِن كُنَّا لَخَاطِئِينَ

قَالَ لاَ تَثْرَيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللّهُ لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ

گفت آيا دانستيد وقتى كه نادان بوديد با يوسف و برادرش چه كرديد

گفتند آيا تو خود يوسفى گفت [آرى] من يوسفم و اين برادر من است به راستى خدا بر ما منت نهاده است

بى‏گمان هر كه تقوا و صبر پيشه كند خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمى‏كند

گفتند به خدا سوگند كه واقعا خدا تو را بر ما برترى داده است و ما خطاكار بوديم
        
يوسف گفت امروز بر شما سرزنشى نيست‏. خدا شما را مى‏ آمرزد و او مهربانترين مهربانان است

**

پس از آن همه ماجرا و سختی کشیدن، در اوج قدرت است و آنها در حضیض و سرافکنده و شرمسار....اما به جز یک اشاره ی اجمالی کوتاه، دیگر به رخ شان نمی کشد چه کردند با او. یک کلام می گویند خطاکار بودیم و می بخشدشان.

خدایا قصه ای است که خودت برایمان گفته ای.