مردم شب قدرشان را از سر راه نیاورده بودند!
تا به حال یادم نمی آید شب قدر برنامه ایی با این کیفیت تاسف بار شرکت کرده باشم. گاهی به دلایلی توفیق نیست متاسفانه. می خواستم بروم مسجد دانشگاه شریف اما به خاطر همراهان راهی مسجد... شدیم برای برنامه ی احیای... ساعت 12 و نیم رسیده ایم و مداح میانه ی جوشن کبیر است. کشدار می خواند و سر هر فرازی افاضه فضائل نداشته اش را می کند در حدی که رسما یک جاهایی به خنده می افتم و کار از عصبانیت گذشته از بس حرف بی ربط می زند. پنجاه فراز باقی مانده را یک ساعت و نیم طول می دهد. بر اساس یک خیال کاملا خام فکر می کنیم خوب حالا دیگر آقای.... می آید و یک سخنرانی و بعد قرآن سر گرفتن. که خوب ایشان تشریف نمی آورند چون جای دیگری مشغول هستند. مداحی شروع می شود. بی نهایت بی حال آن هم برای شب بیست و یکم. نیم ساعت مشغولند. دلمان آشوب شده برای لحظه های ناب شب قدر که دارد پای این مجلس سرد و حرص خوردن می رود. می رویم می پرسیم جناب ایشان کلا تشریف می آورند یا نه. می فرمایند بله. یک ربع به سه می آید و تا سه و نیم تمام می کند. و اضافه می کنند که شب نوزدهم هم ملت معترض بوده اند که چقدر دیر! حالا شب بیست و یکم لابد این جبران کردنشان است. نکرده اند لااقل به مردم خبر بدهند که چه برنامه ایی برایشان ریخته اند. شاید کسی دوست نداشت بیاید.
دست آقای.... هم درد نکند. ساعت سه یک هو سر می رسد و یک راست بی هیچ مقدمه می گوید که قرآن ها را باز کنید. بیست دقیقه ایی طول می کشد که سر و ته دعا را به صورت ام پی تری به هم بیاورد. قبلش جای دیگری منبر بوده و صدایش گرفته. من نمی فهمم مگر مردم شب قدرشان را از سر راه آورده اند که دو جا قول می دهی و اینطور خرابش می کنی. گیرم اینقدر واعظ قدَری باشی که مثلا ماه محرم در طول روز سه جا صحبت کنی و هر کدام یک موضوع و هر موضوع هم قابل تأمل. باز شب قدر و برنامه ی قرآن سر گرفتنش از یک جنس دیگر است. دعاست. این را باید دل داد.