ظلم بزرگ
ولي علت موجده و فاكتور تاثيرگذار اصلي در فتنه بعد از انتخابات
اينها نبود. علت اين بود كه آقاي موسوي بر يك ادعاي دروغ و بياساس، بهشدت
تاكيد كرد و از مسير قانون خارج شد. هرچه رهبري و بزرگان كشور تلاش كردند
كه ايشان به مسير قانون برگردد، نشد. يكي از ويژگيهاي بارز رهبري اين است
كه به راي مردم وفادار است و اين وفاداري را اعمال ميكند و راي همه مردم
را ميخواهد و حضور حداكثري مردم ايشان را نگران نميكند. كما اينكه در
دوران رهبري ايشان ما شاهد سه يا چهار انتخابات خيلي جدي بودهايم. ايشان
هميشه اصرار دارد كه همه مردم در انتخابات شركت كنند و حتي اينبار اعلام
كردند كه هر كسي جمهوري اسلامي را هم قبول ندارد، به خاطر ايران در سرنوشت
كشور دخالت كند. سال 88 هم رهبري از راي مردم دفاع كردند.
در
جلسهيي كه فكر ميكنم روز سه شنبه بعد از انتخابات با حضور نماينده
نامزدها برگزار كردند، آقا فرمودند كه شما هر خواسته قانوني داشته باشيد،
يا حتي خواستهيي داشته باشيد كه قانون درباره آن سكوت كرده باشد، من اجازه
ميدهم. شما اگر نسبت به صندوق خاصي شكايت داريد، بگوييد همان را بازشماري
كنند. اگر فقط حدس ميزنيد تقلب شده، به صورت رندوم صندوقها براي
بازشماري انتخاب شود و آنقدر اين انتخاب رندوم را ادامه دهيم تا اطمينان
حاصل شود. ولي ايشان گفتند ابطال انتخابات تودهني زدن به مردم است و من اين
كار را نميكنم. حتي خانم كروبي گفتند كه ما خودمان هم دربازشماري حضور
داشته باشيم و آقا گفتند حضور داشته باشيد.
در آنجا آقاي دكتر عباس
آخوندي كه نماينده آقاي موسوي بود، گفته بود كه من شهادت ميدهم كه در
انتخابات تقلب امكانپذير نيست. آقاي آخوندي خودش در زمان انتخابات خرداد
76 رييس ستاد كل انتخابات بود و ميدانست تقلب ممكن نيست. البته ايشان
تخلفاتي را ذكر كردند و آقا پاسخشان را دادند. روز قبل از اين جلسه هم،
آقا با آقاي موسوي جلسه داشتند و به آقاي موسوي گفته بودند كه كار خياباني
را متوقف كن و از طريق قانوني وارد شو و من از تو حمايت ميكنم تا مطمئن
شوي كه نتيجه درست بوده يا نه. آقا گفته بودند كه اگر كار به خيابان كشيده
شود، تو ميتواني آن را شروع كني ولي در ادامه از دستت خارج ميشود و
متاسفانه همين طور هم شد. منظورم اين است كه عوامل موثر متعدد هستند ولي
سهم آنها مهم است. اگر آقاي موسوي اين ادعا را نميكرد و از طريق قانون
وارد ميشد، طرفداران هم اين رفتار را به عنوان كرامت و بزرگواري ايشان
تلقي ميكردند و ميگفتند با اينكه ايشان خودش را محق ميداند اما به قانون
تمكين ميكند. اين عدم تمكين به قانون مهمترين و درستترين نقد آقاي
موسوي به آقاي احمدينژاد بود ولي خودش در اين آزمون موفق نشد.....
متاسفانه آقاي موسوي خيرخواهي دوستان خودش را هم نپذيرفت. برخي از
هنرمنداني كه با ايشان كار ميكردند با من هم دوستي داشتند. يكي از آنها
پيش من آمد و گله كرد. البته اتفاقات ناگواري افتاده بود و همه رنجيده
بوديم. او گفت كه ما قبول داريم تقلب نشده و به مهندس هم گفتيم اما قبول
نكرده است. ايشان گفت بعضي از مسوولان ستادهاي آقاي موسوي از تبريز و
آبادان هم تماس گرفتند و گفتند كه نتيجه درست اعلام شده اما مهندس باز هم
قبول نكرده است....