دموکراسی حساب کتاب دارد
چرا تعارف دارید؟! جسارت داشته باشید به جای اینکه حرف اصلی تان را لای زر ورق بپیچید و ملت را سر کار بگذارید خیلی شفاف بگویید منظورتان دقیقا چیست. از نظر شما رای یک آدم تحصیل کرده دانشگاهی مدرن به معنای امروزین اش نباید با رای یک روستایی بی سواد سنتی، به یک اندازه در سرنوشت کشور دخیل باشد. فرقی هم ندارد کجای دنیا باشد. دموکراسی وقتی به درستی دموکراسی است که حاصل نظر خواستن از مردم، تایید گرفتن برای ارزشهای سکولار باشد وگرنه اساسا بازی قبول نیست. قاسم محب علی از مسئولان پیشین وزارت خارجه و کارشناس فعلی مسائل خاورمیانه همین حقیقت را با کلی صغری کبرا چیدن مطرح می کند. در تحلیل اوضاع مصر معتقد است نه شفیق و نه مرسی نماینده انقلابیون نیستند چون انقلابیون، در اصل جوانان تحصیل کرده ای بودند که با دنیای مدرن آشنا شده بودند و می خواستند یک حکومت مدرن رو به راه داشته باشند. مسئله ی فلسطین هم البته دغدغه هست برای همه مصری ها اما مسئله ی اصلی شان داشتن یک حکومت دموکراتیک مثل الگوهای برتر غربی است. اسلام و قانون مبتنی بر شریعت اینها که هیچ اصلا. بعد آقای کارشناس روضه جامعه شناختی می خواند که بعله انقلاب که به همت این جوان ها پیروز شد- بقیه اقشار هم هیچ کاره بوده اند لابد- تازه جمعیت روستایی بی سواد مصری که به مقام شهروندی هنوز نائل نشده اند، و اکثریت را تشکیل می دهند به میدان آمدند. برای همین هم هست که حتی اگر انتخابات کاملا آزاد در مصر برگزار می شد، باز هم منصفانه نبود!! چون نظر این اکثریت بر آن اقلیت غلبه می کرد- که کرد با پیروزی اخوان.
حرف کلیدی کارشناس همین است. یعنی این اکثریت بی سواد حق ندارند در تصمیم های اساسی رای شان را به کرسی بنشانند و بر اقلیت با کیفیت، غلبه کنند. دقیقا همان حرفی که سبزها هم در انتخابات ۸۸ گفتند. البته اوایلش رویشان نمی شد واضح این را بگویند چون علیه شعارهای دموکراسی خواهی و خرد جمعی ستایی شان بود. اما مدتی که گذشت آنهایی که دوست نداشتند خودشان را با افسانه ی تقلب بزرگ، گول بزنند و تسکین بدهند خیلی راحت می گفتند چرا اقلیت تحصیل کرده باید به پای اکثریت نادان بسوزند.
اتفاقا حرف بی راهی هم نیست. صرفا آنچه اکثریت می گویند و رای می دهند صحیح نیست. خرد جمعی ممکن است خیلی غلط ها به سرش بزند که بکند. اما مسئله این است که چرا معیار و شاخص باید ارزش های سکولار و مدرن باشد و اصلا این معیار چه باید باشد. بعضی می گویند دموکراسی های ریشه دار این مشکل را با احزاب قدرتمند حل کرده اند. کل جریان نخبگانی پشت سر احزاب هستند و هر مشرب فکری حزبی دارد. درست می گویند اما فقط تا حدی. حدش هم این است که یکی از این جریان های نخبگانی و حزبش یک وقت به سرش نزند مثلا شریعت محور و غیر سکولار باشد چون در این صورت اساسا از مقام نخبگی ساقط و مشروعیتش هم در نظام دموکرات، زایل می شود. چون نخبه بودن هم شاخص هایی دارد که یکی از مهمترین هایش سکولار بودن است و همسو بودن با همان قدرت هایی که اسمش را می گذارند جامعه جهانی. وگرنه مثل وضعیت پارلمان مصر، بی بی سی کاملا حق می دهد به نماینده های سکولار که نگران نتیجه دموکراسی و تصویب قانون مبتنی بر شریعت باشند.