بازتاب جدید یا همان آینده قدیم و بازتاب خیلی قدیم تر یک مصاحبه کرده با عباس عبدی درباره مشکل علوم انسانی در ایران که یک جورهایی من را یاد راننده تاکسی ها می اندازد. البته راننده تاکسی ها هم گزاره های صادق در تحلیل هایشان کم ندارند. حالا از کلیت اش بگذریم. یک جا جناب کارشناس فرموده اند از آنجا که پیشرفت در علوم انسانی هم مثل علوم طبیعی به صورت خطی است(!!!) و «جامعه ما در مرحله ما قبل پوزیتیویسم است.... و کسی ممکن است بیاید بگوید غرب آن را کنار گذاشته، خوب غرب کنار گذاشته باشد. ما که نباید کنار بگذاریم. ما تا به آن مرحله برسیم خیلی طول می‌کشد.» لذا ما فعلا باید پزیتیویسم کار کنیم تا سطح مان به اینجایی که الان غربی ها هستند برسد و نمی شود از این مرحله جهید و اینها. قضاوت درباره این تحلیل بماند با خودتان. فقط خبری دیدم درباره لیبی* و یاد حرف های همین حضرات افتادم در دوره اصلاحات. (قریب به مضمون) می گفتند یک زمانی در دنیا مسابقه بود برای استقلال. کشورها سرشان پایین بود و برای خودشان می دویدند. دوره استقلال به سر آمد و دوره تعامل شروع شد. ایران به آن مسابقه دیر رسید اما هنوز هم سرش پایین است و برای خودش دارد می دود و خبر ندارد دوره استقلال تمام شده.

خیلی جالب است. در حوزه علوم انسانی پیشرفت باید خطی باشد و فرقی نمی کند چه جامعه ای با چه زیرساخت های فکری و فرهنگی و چه آرمان هایی باشی و کدام مکتب پر نقد و حاشیه ای قرار است نسخه پیچیده شود. اما این حقیقت ساده فهم نمی شود که به قول امام در رابطه «گرگ و میش» به خاطر ماهیت رابطه و به خاطر ماهیت دو طرف امکان تعامل آن طور که در تصورات حضرات هست، وجود ندارد و هزینه هایی که برای استقلال باید بدهیم ناگزیر است. 

* به گزارش تابناک، آمریکا همان اندازه که از عراق نیرو بیرون کشیده، ریخته توی سواحل نفتی لیبی و عملا آنجا اشغال است و قرار است نفت اروپا بعد تحریم ایران از آنجا تامین شود. یادتان که هست. ناتو لیبی را نجات داده بود از دست سرهنگ. اینطوری هاست دنیا.