این یک بیماری اجتماعی است رسما که بخشی از مردم نه تنها در حالت عادی هیچ نقطه روشن و نکته مثبتی در وضعیت کشور نمی بینند که خبرهای خوشحال کننده درباره پیشرفت ها را هم باور نمی کنند. هنوز یکی برداشته در کامنت های بازتاب نوشته اگر راست می گویند چرا فیلم فرود هواپیما را نشان نمی دهند و این همه موش و گربه بازی در می آورند! چند روز پیش با یکی از این قماش سر کلاس زبان حرف می زدیم. می گفت کلا هر چه اینها درباره دستاوردهای علمی و فنی می گویند دروغ است. می فهمم که گاهی اغراق در دستاوردها و در مواردی ادعا کردن چیزهایی که حقیقتا ارزش علمی نداشته به طور خیلی طبیعی اعتماد آدم ها را سلب می کند. مشکلات در بخش های دیگر و ماجراهایی مثل فتنه 88 هم هزار بار مزید بر علت می شود. البته رسانه های ضد ایرانی فارسی زبان هم که اصلا بیانیه ماموریت شان سیاه نمایی و همین دامن زدن به بی اعتمادی هاست و موفق هم هستند؛ اما این مدل انکار و ناباوری  احساسی و غیر منطقی است و آدم انتظار دارد لااقل تحصیل کرده های مدعی عقل و منطق در دام چنین قضاوت های احساسی نیفتند که البته انتظار بی جایی است و هزار بار ثابت شده که چقدر هم بدجور می افتند. به نظرم در این وضعیت جای رسانه های مستقلی که واقعیت را هنرمندانه نشان بدهند خالی است. سالهاست دلم می خواهد فرصت و توان اش را داشتم و با یک گروه در این باره فیلم های مستند می ساختیم. گروهی که مخاطب به شدت بدبین ایرانی را کاملا بشناسد و بداند از چه زبانی باید برای بیان حقیقت - و نه اغراق- استفاده کند و متقاعد کننده باشد. آن وقت شاید این پوزخند دائمی از لبهایشان و این انقباض از عضلات مغز و دل شان دور بشود و کمی امیدوار شوند. کاش یک گروهی یک جایی این کار را بکند و ما هم حظ اش را ببریم.