به خیالمان خیلی مشتاقیم به ظهور حضرت. انگار کارمان قرار است از آن وقت شروع شود. مرد میدان اگر بودیم همین الان نیاز داشتند به عمل ما. به آدم هایی که بشود رویشان حساب کرد. که بشود به پشتوانه شان آخرین بازمانده را فرستاد. عوضش امثال من خیلی خیلی که هنر کنیم کارهایمان ضربه نزند. خراب نکند. دریغ از اندک باری که از زمین برداریم. حواسمان نیست که ظهور بستگی به شرایط دارد و شرایط را ما تک تک همین آدم ها داریم رقم می زنیم. با همین کارهای کرده و نکرده مان. همه اش امیدوارم دیگرانی باشند هر چند نمی شناسم شان. دیگرانی که می شود رویشان حساب کرد.

شرمنده ام از این انتظار منفعلانه. از این بی حاصلی

خاطره ای از آیت الله بهجت به نقل از آقاتهرانی

"...ایشان از ما گلایه کرد، چون من به این بنده خدا قول داده بودم که تا در قید حیات هست، ظهور من اتفاق می‌افتد، اما چه کنم که باز هم به امر الهی در ظهورم تاخیر افتاد! یعنی ببینید بنا بود حدود بیست و چند سال قبل ظهور اتفاق بیافتد ولی باز هم تاخیر افتاد! این اتفاقات می‌تواند نشانه‌هایی از ظهور باشد ولی ممکن است به دلیل کمبود ظرفیت ما این امر الهی باز هم تاخیر بیفتد…"