دیشب شیبا این دوست هندی ما توی جی تاک می پرسید ماجرای سکینه آشتیانی چیست که اینقدر دارند علیه ایران تبلیغ می کنند. چرا می خواهند سنگسارش کنند. چرا حرفی از مرد سوم ماجرا نیست و چرا او مجازات نمی شود. می خواست اخباری از رسانه های محلی ما داشته باشد تا در یادداشت اش برای نمی دانم فلان رسانه هندی کار کند. ببین چطور خبر می سازند و توی دنیا پخش می کنند و بعد هم دم از آزادی بیان و جریان آزاد اطلاعات می زنند و یک عده ابله هم باور می کنند. رفتم اسم این زن را در گوگل جستجو کردم تا شرح فعالیت های مشعشع اش را برای او بفرستم و تازه یک جا اخباری که پراکنده به گوشم می رسید دیدم. از همه مضحک تر یقه چاک کردن فرانسوی ها بود. کوشنر که گفته بود اگر لازم باشد برای نجات سکینه به ایران سفر می کنم. آه و فغان های همسر ماجرا دار سارکوزی را هم که شنیده اید. انصافا وقاحت سیاستمداران این عصر در طول تاریخ بشریت سابقه نداشته. این همه آدم از زن و مرد و بچه هر روز در فلسطین و عراق و افعانستان و پاکستان و هزاران جای دیگر دنیا در اثر ظلم همین حضرات کشته شده و می شوند آن وقت چه ژستی برای این زن فاسد و قاتل می گیرند. دست ایرانی هایی که اول خوراک خبری این سیرک را فراهم می کنند و بعد هم با این رویکرد وقیحانه و استعماری غرب همنوا می شوند درد نکند. زحمت می کشند برای حقوق بشر و بالاخره ضربه زدن به حکومت یا حداقل خالی کردن غیض، لابد ارزشش را دارد که آدم اینطور چهره کشورش را سیاه نشان بدهد. اینها هم نباشد بالاخره زندگی خرج دارد.
بعد شیبا شروع کرد به درد دل که من به چشم خودم وضعیت زنان را در ایران دیدم. تحصیل کرده با ذهن روشن و زندگی خوب بدون اینکه تحت فشار باشند اما تصویری که رسانه های غربی می سازند و رسانه های محلی هندی هم تند تند کپی می کنند چیز دیگری است و چرا ما مسلمان ها رسانه قوی نداریم و چرا شما ایرانی ها اینقدر کم انگلیسی می دانید تا بتوانید حقایق جامعه تان را برای بقیه بگویید و ...