یکی دو نفر از دوستان خواستند درباره موضوع پایان نامه ام بنویسم. نمی دانم کدام قسمتش بیشتر برایتان جالب باشد. پایان نامه درباره مبانی فلسفی یک روش تحقیق نسبتا جدید در حوزه علوم انسانی است. البته آن دسته از علوم انسانی که بعد عملی هم دارند. من به جاي بيان مباني فلسفي خود روش را كمي معرفي مي كنم.
Ac-tio-n Res-earch اسم این روش تحقیق است که به فارسی اقد-ام پژ-وهی یا پژو-هش در عمل ترجمه شده اما استاد ما عمل پژو-هی را پیشنهاد می کند.
اين در واقع كاري است كه اغلب آدم هاي دقيق و موفق در عمل انجام مي دهند. يعني دائم در حال ارزيابي عمل خودشان و نتايج آن هستند و مي خواهند شرايط را بهبود ببخشند. يك طرحي را پياده مي كنند. نتايجش را در عمل بررسي مي كنند و اصلاحش مي كنند و طرح جديد تر را دوباره به كار مي گيرند. همان آزمون و خطاي خودمان است البته حساب شده و دقيق. خوب حالا اكشن ريسرچ پس چه صيغه اي است؟ براي شمايي كه دائم در كار بهبود عمل خودتان هستيد، اين روش قرار است سر و ساماني به كارتان بدهد و نتايج كار را هم مستند كند و در اختيار ديگران بگذارد. يعني شما كه از پس حل يك مسئله در موقعيت شغلي تان بر آمده ايد تجاربتان را مي نويسيد و در اختيار بقيه مي گذاريد. اين نحوه نوشتن هم مهم است. شما فقط راه حل را نمي گوييد. بلكه آن نكته هاي باريك تر از مو را هم مي گوييد. نحوه فكر كردن تان. نحوه استدلال كردن تان را هم مي گوييد. چيزهايي كه در مسير عمل يادگرفتيد و نگرش تان را تغيير داده را هم مي گوييد. شايد بشود اسمش را گذاشت ياد دادن ماهيگيري به جاي دادن ماهي. اين كار را بكن تا مشكل حل شود. اين مي شود ماهي دادن.
اما براي كساني كه مثل شما دائم در كار اصلاح موقعيت و عمل نيستند اگر اكشن ريسرچ آموزش داده شود كمك شان مي كند به طور سازمان يافته درباره وضعيت كاري شان فكر كنند و قدم به قدم در مسير اصلاح آن حركت كنند.
در حال حاضر چند شاخه اكشن ريسرچ وجود دارد. يكي شان تحت تاثير نظريه انتقادي در علوم اجتماعي است و نقد عوامل سلطه مي كند. تحقيق در اين شاخه به صورت گروهي انجام مي شود اما كسي هم بايد در جمع باشد كه سايرين را نسبت به اين عوامل پنهان سلطه آگاه كند و جمع طي گفتگوهاي طولاني و تقسيم كار، تغييري كه مي خواهند در موقعيت ايجاد مي كنند
يكي ديگر از شاخه ها هم كارش به صورت فردي است و خيلي روي فرد محقق تاكيد دارد و اينكه او دانش شخصي خودش را ارتقا بدهد. دانش شخصي همان دانشي است كه هر كس از تجارب خودش به دست مي آورد و دروني شده است. در اين جا هم در كنار محقق بايد يك دوست يا همكار نقد كننده باشد و ديگر همكاران را هم در تحقيق اش كه به صورت عملي است دخيل كند و باعث رشد آنها هم بشود.
اكشن ريسرچ علاوه بر بهبود موقعيت عمل، مي تواند منجر به ارائه نظريه هم بشود. يعني از دل عمل، همان توصيف و تبيين موقعيت هم حاصل بشود كه تحقيق هاي كمّي و كيفي ديگر دنبال آن بودند.
نمي دانم اين اطلاعات مفيد بود يا نه. مخصوصا يگانه و عطش شكن كه خواسته بوديد بنويسم. خودم حس مي كنم نبايد خيلي حرف تازه اي برايتان داشته باشد. بازخورد شما كمكم مي كند.