درباره توافق ژنو
دربارهٔ توافق ژنو
متنی که در ادامه میآید، خلاصهٔ صحبتهای ...
است پیرامون توافقنامه ژنو در یک جمع خصوصی. فقط تأکید داشتند که چیزی
رسانهای نشود. ما که به کسی نگفتیم شما هم نگین.
معنای نوشتن توافقنامه
قاعدتا
اختلافی که هست را میروند مذاکره می کنند، به تفاهمی می رسند و توافقنامه
ای می نویسند که شفاف باشد و دیگر طرفین سر آن دچار اختلاف نشوند.
در ۳ آذر ۹۲ بعد سالها این توافق صورت گرفت. هر آنچه باید می دادیم یا می گرفتیم تمام شد. دیگر بعد از این فقط سر چگونگی اجرای آن مذاکره می شود.
توافق هم نیاز به امضا ندارد. و قابل تغییر هم نیست.
وقتی
در مجلس، آ.ظریف صحبت می کردند، رئیس مجلس از ایشان خواستند که ساختار
برنامه هسته ای ایران و تحقیقات را حفظ کنید. اما این درخواست دیگر دیر شده
بود. بعد از قبول توافقنامه دیگر نمی شود درخواستی داشت.
به محض اینکه این متن توافق شد، دو نفر آمدند دو اظهارنظر کردند بر اساس این متن که اظهارات شان ۱۸۰ درجه مخالف هم بود.
هر متن حقوقی که بشود از آن دو برداشت ۱۸۰ درجه مخالف هم کرد، متنی دارای مشکل است.
موضوع لزوم تصویب در مجلس یا شورا عالی امنیت
این توافقنامه صرف این که برای کشور تعهد ایجاد می کند، از نظر قانون اساسی نیازمند مصوبه ی مجلس است.
اسم
این توافق را گذاشته اند Joint Plan of Action (برنامه اجرایی عمل). به
نظر می رسد علتی که این اسم را برایش گذاشته اند این است که بگویند این چون
برنامه اجرایی است، دیگر نیازمند تصویب مجلس نیست!
مثل آن کسی که داشت
کباب می پخت، برای اینکه گربه نیاید بخوردش، هی می گفت «بلال ه بلال!». اما
این در اینکه این کباب است تغییری ایجاد نمی کرد.
این توافقنامه حتماً
باید یا در مجلس تصویب شود و شورای نگهبان تأییدش کند، یا در شورای عالی
امنیت ملی تصویب شد و آقا تأییدش کنند و قانون شود. غیر از این دو راه، هیچ
راه دیگری وجود ندارد.
از لحاظ حقوق بین الملل، رئیس جمهور یا نخست
وزیر اگر تعهدی را بپذیرند، از نگاه بین المللی، کشور متعهد و ملزم به آن
خواهد بود. و لذا چون وزیر خارجه ما آن را پذیرفته، ما ملزم و متعهد به آن
باید باشیم.
اگر می خواستیم روال قانونی تصویب در یکی از دو مسیر را
شرط کنیم، این باید در متن توافقنامه ذکر می شد؛ همان طور که در بند مربوط
به پروتکل الحاقی ذکر شد.
اما الان چه کار کنیم؟ روی این مانور بدهیم؟
نه. چون اگر حتی مجلس حاضر شود که این را تصویب نکند و دولتی ها بو ببرند
که مجلس این را تصویب نمی کند، می برندش در شورای عالی امنیت ملی و آنجا هم
اکثریت با خودشان است و تصویبش می کنند. آقا هم تحت فشار آن را تأیید
خواهند کرد احتمالاً. لذا به صلاح نیست که به این موضوع گیر بدهیم. باید در
ذهن مان باشد، اما به آن عمل نکنیم.
تنها ملاک عمل، متن انگلیسی توافقنامه رسمی
آقای رئیس جمهور نامه نوشتند برای آقا که با حفظ همه اصول نظام، این دو را تحصیل کردیم: حقوق هسته ای و حق غنی سازی.
آقا
در پاسخ نوشتند «دستیابی به آنچه مرقوم داشته اید» درخور تحسین و موفقیت
است، شاخص هم «ایستادگی در برابر زیاده خواهی دشمنان» است.
تنها چیزی که ملاک عمل است، همین متن انگلیسی توافقنامه است. نه متن فارسی آن. نه صحبت های شفاهی که شده، نه هیچ چیز دیگر.
هیچ ضمیمه ای هم نمی تواند باشد. چون در این توافقنامه به آن اشاره نشده. اگر ضمیمه ای بود باید در این توافقنامه به آن اشاره می شد.
آنچه که در factsheet آمده را نمی گوییم که نیست. اما اگر باشد، دیگر یک توافق دیگر است.
معاهده NPT و ایران
معاهده
NPT معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای است. نمی گوید که سلاح نباید باشد،
می گوید که گسترش پیدا نکند. و این از اصل تبعیض آمیز است.
5 کشور که قبل از 1967 به سلاح های هسته ای دست پیدا کردند، استثنا شدند و عضو دائم و حق وتو دار شورای امنیت سازمان ملل.
ماده چهارم NPT می گوید research، production و use آزاد است و هیچ منع و محدودیتی ندارد. فقط قید صلح آمیز بودن را دارد.
مکانیزم تشخیص صلح آمیز بودن هم من در آوردی نیست. طبق ماده 3 دو راه دارد: پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای یا پروتکل الحاقی.
ماده ششم NPT نمی گوید که این 5 کشور خلع سلاح شوند. می گوید مذاکره کنند برای خلع سلاح.
این
معاهده 25 ساله بود. از 1970 تا 1995. سال 1995 در ایران گفتند این که
تمام شد، بیاییم دوباره اصلاحش کنیم و بخش تبعیض آمیزش را حذف کنیم. همین
برادران مان که الان تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان هستند، آن موقع
معاونت بین الملل وزارت خارجه بودند، گفتند نه، نکنیم، اگر بکنیم منزوی می
شویم و... گفتند باشد، پس برویم 25 سال همین طوری تمدیدش کنیم، باز آنها
گفتند نه، مادام العمر بپذیریمش. و پذیرفتیم.
سه نقطه حساس چرخه هستهای
ماده
چهارم می گوید که همه حق استفاده از چرخه هسته ای برای مقاصد صلح آمیز را
دارند. از ابتدای معدن تا reprocessing را می گویند چرخه هسته ای. این مسیر
رآکتور آب سبک است. غربی ها دو حلقه اش را حساسند: غنی سازی اورانیوم و
reprocessing. چون بمب اورانیومی و پلوتونیومی از این دو حلقه به دست می
آید. به جز این دو، به رآکتور آب سنگین هم حساسند. می شود سه تا.
مسیر آب سبک، مواد غنی شده می خواهد. مسیر آب سنگین مسیر کوتاه تری دارد و اورانیوم غنی شده نمی خواهد.
مذاکرات سر این سه تا حساسیت غربی ها بوده پس.
رئیس جمهور در نامه به آقا نوشته اند که حق غنی سازی و حقوق هسته ای را گرفته ایم. ببینیم واقعاً این طور است؟
ساختار و زمان بندی توافقنامه
توافقنامه ۴ صفحه است؛ یک مقدمه دارد و سه گام (فاز): گام ابتدایی، گام میانی، گام نهایی. ترتیبش هم این طوری است:
مقدمه
توضیح گام دوم که فقط 3 خط است
توضیح گام اول که 3 صفحه است
توضیح گام نهایی که کمتر از 1 صفحه است
بخش «و اما بعد» (یعنی بعد از گام سوم)؛
گام
اول می گوید 6 ماه است و قابل تمدید است. معلوم هم نیست که چند بار می
تواند تمدید شود. آنها می توانند تمدید کنند، اما ما نمی توانیم.
شروعش را هم نگفته اند از کی است. اما خارج از متن با هم توافقنامه کرده اند که از 1 ژانویه 2014 یا 20 دسامبر 2013 شروع کنند.
گام دوم هم نه زمان شروع دارد، نه اختتام. چرا ندارد؟ همه اینها نکته است!
در
گام نهایی، شروع دارد؟ بله. می گوید شروع گام نهایی نباید بیش از یک سال
بشود. یعنی از 24 نوامبر 2014 دیرتر نمی شود بشود. پایانش را نگفته اند در
توافقنامه. اما در مذاکرات توافق می کنند روی 20 سال. اما می گویند که این
را نمی توانیم ببریم تهران. لذا 20 سال را از متن توافقنامه حذف می کنند.
مسئله اول: موضوع reprocessing
در گام اول می گوید که ما (ایران) می پذیریم reprocessing انجام نمی دهیم.
با توجه به اینکه معلوم هم نیست که گام اول تا کی است، یعنی بدون رفتن به گام میانی، غربی ها احتمالا می رسانندمان به گام نهایی.
در توضیح گام نهایی هم که به صراحت آمده که reprocessing انجام نمی دهیم.
یعنی به مدت 20 سال این حق را از خودمان سلب کرده ایم. یعنی رفته ایم رسماً از حق مان انصراف داده ایم و امضایش کرده ایم.
مثل دانشجویی که دکترا قبول شده، بعد رفته دانشگاه امضا کرده و انصراف داده.
یعنی تا 20 سال دیگر رابطه ما با 5+1 طبق NPT نیست، اینی است که امضا کرده ایم. یعنی فراتر از NPT را به خودمان تحمیل کرده ایم.
مسئله دوم: رآکتور آب سنگین
در توضیح گام اول نوشته که اراک را راه نمی اندازیم. حتی یک component یعنی پیچ و مهره اش را هم جلو نمی بریم.
این
در حالی است که قبلاً ایران گفته بود که در سال 2013 اراک را راه می
اندازیم. رئیس آژانس انرژی اتمی که در دولت جدید عوض شد، بلافاصله نامه زد
که ما اراک را در سال 2013 راه نمی اندازیم.
در گام نهایی هم گفته که
ایران به طور کامل نگرانی های راجع به اراک را رفع می کند. معنی اش این است
که رآکتور اراک را هم باید آب سبک کنیم.
یعنی این همه هزینه که شده رآکتور آب سنگین راه بیندازیم، هدر می رود.
مسئله سوم: غنیسازی اورانیوم
اولین موضوعی که باید به آن توجه شود این است که این سه را باید از هم تفکیک کنید:
حق غنی سازی
اسم غنی سازی
عمل غنی سازی
حق غنی سازی یعنی right to enrich ، نه در گام اول و نه در گام نهایی نیامده.
اینکه
می گویند که در NPT این حق هست و پیش فرض بوده هم خنده دار است. اگر حق
بود که می رفتید انجام می دادید دیگر! چرا رفتید مذاکره کردید؟!
بعد هم
که در نامه به آقا نوشته اید «حقوق هسته ای و حق غنی سازی را در این
توافقنامه گرفتیم». اگر پیش فرض بود که می نوشتید پیش فرض بوده، چرا نوشتید
در این توافقنامه به دست آمد؟!
بلافاصله بعد از توافق آمدند گفتند که
ما در توافق مان حق غنی سازی را تحصیل کردیم. بعد (که کری مصاحبه کرد و
180درجه برعکسش را گفت، و دیدند طبق متن توافقنامه هم حرف کری درست است)،
آقای ظریف در بین رسانه ها آمد گفت که در این توافقنامه نه، در NPT تحصیل
شده حق غنی سازی ما!
تنها چیزی که دارند بگویند این است که در «و اما
بعد» یعنی بعد از بیست سال حق غنی سازی هست. اما این چطور است؟ در
توافقنامه آمده بعد از گام نهایی (یعنی بعد از بیست سال) که به طور کامل و
successfull انجام دادید کارهایی که گفتیم را (که معیارش هم آنها هستند)،
می شوید مثل باقی کشورها. همین.
آقای ظریف آمد گفت که این یعنی می شویم
مثل 40 کشور دیگری که «غنی سازی می کنند». بهش گفتند اولاً 12 کشورند که
غنی سازی می کنند، نه 40 کشور! ثانیاً خب در توافقنامه همین را می نوشتید
که بعد از گام نهایی ایران مثل این به قول شما 40 کشوری که غنی
سازی می کنند می شود! اسراف که نمی شد! گفت «آخر قبول نمی کردند این جمله
را در توافقنامه بنویسیم!». شما که حقوقدان بودی، نه سرهنگ، نفهمیدی این
یعنی چی!؟
حق غنی سازی که اصلا در کار نبود. اما راجع به عمل غنی سازی؛
در
مقدمه آمده که یک عمل غنی سازی ای را به رسمیت می شناسیم، اما a mutually
defined enrichment programme . تازه بعدش هم می گویند اولاً در حد عملی و
ثانیاً با تعهدات فراتر از معاهده ای که ایران باید بدهد و ثالثاً باید
مطمئن شویم که برنامه ایران «به طور طبیعی» صلح آمیز است. «به طور طبیعی»
از کجا در آمد و اصلاً معنی اش چیست؟ در NPT فقط قید «صلح آمیز» آمده بود!
تازه بعد از این هم می گوید که روی پارامترهایش هم باید با هم توافق کنیم.
می
گوید باید نیاز عملی داشته باشی. یعنی باید همین الان رآکتور داشته باشی،
آن هم همین الان نیازمند سوخت باشد تا بهت اجازه دهیم با این شرایط. یعنی
برای رآکتوری که آماده نشده یا همین الان نیاز به سوخت ندارد اجازه نمی
دهیم که غنی سازی کنی. می گوییم این هم باشد، همین حالا ما در رآکتور تهران
و رآکتور بوشهر لازم داریم به اورانیوم غنی شده. می گوید برای رآکتور
تهران که تا ده سال میله سوختی داری، برای رآکتور بوشهر هم روسیه گفته تا
ده سال سوختت را تأمین می کند و تو هیچ نیازی به غنی سازی نداری. پس عمل
غنی سازی هم منتفی می شود.
این کلمات مبهم مهم است. در توافقنامه پاریس
هم همین گول را خورده بودیم. گفتند ما گارانتی firm می دهیم، اما ایران
گارانتی objective بدهد. گفتیم این واژه من در آوردی چیست؟! گفتیم هرنوع
گارانتی ای که هست، مال دو طرف یکی باشد. تیم ما گفت نه گیر ندهید، تازه
گارانتی firm که آنها می دهند قوی تر هم هست! گفتیم باشد، نمی خواهیم مال
آنها قوی تر باشد! هرچی که هست، مال دو طرف یکی باشد! چیزی که گیر ما می
آید بهتر نباشد!! اما همین را تیم ما قبول کرد.
این را آ.روحانی در
خاطراتش می نویسد که یوشکا فیشر بعد از مدتی که دیدمش، به من گفت که تعهدات
تان را انجام دادید؟ گفتم بله. گفت نه قرار بود شما گارانتی عینی
(objective) بدهید، نه گارانتی معمولی. گفتم یعنی چی؟ گفت یعنی شما باید به
ما تضمین بدهید که شرایط تان جوری است که نه تنها الان دنبال برنامه
غیرصلح آمیز نمی روید، بلکه اگر یک موقع خواستید سراغ برنامه هسته ای
غیرصلح آمیز بروید هم نتوانید بروید و امکانش نباشد. گفتیم یعنی چی کار
کنیم؟ گفت هیچ برنامه هسته ای نداشته باشید.
لذا الان فقط اسم غنی سازی در توافقنامه هست!
پذیرفتن قطعنامه های شورای امنیت
علاوه
بر اینها ما در این توافقنامه، مشروعیت قطعنامه های شورا امنیت را پذیرفته
ایم و اجرایش را هم. اگر می خواستیم قطعنامه ها را بپذیریم که مگر دیوانه
بودیم که بیاییم بنشینیم مذاکره کنیم؟!
می گوییم شما به چه حقی رفته اید
قطعنامه شورای امنیت را پذیرفتید؟ می گویند ما ننوشیتم قطعنامه ها
راimplementation یعنی پیاده سازی و اجرا می کنیم. نوشتیم قطعنامه ها را
addressing می کنیم؛ یعنی بهشان می پردازیم.
اما واقعیت این است که هیچ
فرقی هم نمی کند و این حرف برای سر کار گذاشتن است. چون ما پذیرفته ایم که
گام عملی برداریم. قبول کرده ایم که قطعنامه های شورای امنیت به صورت
رضایتبخش satisfactory conclusion به اجرا برسد.
اگر به متن توافقنامه دقت کنید، هرچیزی که مربوط به آنهاست باید satisfactory conclusion شود، اما مال ما نه.
متعهد شدن نسبت شورای حکام
مسئله
مهم دیگر این است که طبق این توافقنامه، ما نسبت به آژانس بین المللی
انرژی اتمی (و شورای حکام) متعهد می شویم، اما آنها نه. یعنی در توافقنامه
دو جانبه ما این آمده که تعهدات ما (ایران) بین المللی می شود و ما باید
پاسخگوی شورای حکام شویم.
دفعه پیش هم این اشتباه را کرده بودیم و همین
طور شده بود. بعد از اینکه طرف غربی به تعهداتش در توافقنامه ای که با ما
(با روحانی) بسته بود عمل نکرد، ما به شورای حکام گفتیم که طرف مقابل زد
زیر تعهدش، و ما هم به تعهدی که داده بودیم در آن توافقنامه عمل نمی کنیم
طبیعتاً. اما آنها گفتند که این به ما مربوط نیست! چون شما در مقابل ما
تعهد دارید!
کلید توجیه شان این است: می گویند این متن غنی سازی 5درصد
ما را همین الان پذیرفته. الان در فردو داریم غنی سازی 5 درصد می کنیم. در
توافقنامه هم گفته که بیشتر نباید بکنیمش. اما این درست است؟ نه. چون تاریخ
شروع نزده برای ما.
تحریمها
خب! حالا همه این کارها را کردیم که تحریم ها لغو شود. اما می شود؟ نه.
گفته
اگر همه ی اینها بشود و من راضی بشود، به طور جامع تحریم های «هسته ای»
ایران nuclear-related sanctions را لغو می کنم. اما 3 تا تحریم دیگر می
ماند: حمایت از تروریسم، نقض حقوق بشر، و سلاح های کشتار جمعی (شامل
میکروبی، شیمیایی، هسته ای). می گوییم هسته ای که لااقل قرار بود لغو شود،
چرا ذیل تحریم های سلاح های کشتار جمعی WMD دوباره آن را می گویی؟ می گوید
نه، این هسته ای که اینجا هست هم با آن فرق می کند!!؛
همه یا هیچ بودن توافق
این
توافق یا همه یا هیچ است؛ یعنی 9 مورد را توافق کردیم، اگر دهمی که می
گویم را قبول نکنی، همه اش لغو می شود. و این چیزی است که به نفع آمریکا
است نه ما.
راجع به اینکه توافق یا همه یا هیچ است، می گوییم این حق وتو
برای ما هم هست دیگر؟ می گوید بله. اما نکته اش اینجاست که من در گام اول
تمام ابزارهای تو را گرفتم؛ 95درصد تحریم ها را هم لغو نکردم. تویی که
نیازمند این هستی که هرچه زودتر گام نهایی را توافق کنیم.
از کری در
کنگره پرسیدند که «چرا با ایران توافق کردی در حالی که خودت می گویی که به
خاطر فشار همین تحریم ها است که ایران آمده به مذاکره؟ خب ادامه می دادی
اش که ایران دست هایش را بالا ببرد». گفت «آخر قبل از این توافق، ایرانی هم
چیزهایی داشتند یکی مواد 20درصد ایران بود و یکی هم پیشرفت هسته ای ایران
که آنها هم ما (آمریکا) را می کشاند به میز». یعنی ایران هم ابزار فشار
داشت در مقابل ما. الان ابزار فشار ایران را در گام اول گرفتم، ابزار فشار
خودم را هم که دارم. از این به بعد ایران ابزار فشار ندارد که من را بکشاند
به میز. تحریم ها را هم ادامه می دهم.
نکات پایانی
این
توجیه هم که اگر توافق نمی شد، حمله نظامی می کردند و... را هم همه می
دانند که آمریکا اصلاً در وضعیت انجام چنین کارهایی نیست. می گوید همه ی
گزینه ها روی میز است؛ اما شوخی می کند!
در مذاکرات، قانون جنگل حاکم
است، این نیست که دو طرف برای اقناع هم، استدلال منطقی کنند! در دوره های
قبل هر موقع مذاکره می شد، باید ابزار فشار می داشتیم. یا برنامه هسته ای
مان بود، یا برنامه نظامی مان. مثلاً قبل از مذاکره، مانور نظامی پیامبر
اعظم گذاشتیم. موشک زدیم و خورد به هدف و رادارهاشان نگرفت. بعد هم یک چشمه
اش را حزب الله در لبنان آمد و ناوچه پیشرفته اسرائیل را زد بدون اینکه
رادارهاشان بفهمد. این طوری می شد که غربی ها یک قدم عقب می رفتند
***********************************************
سه سناتور ارشد، شامل دو دموکرات، پیشنویس طرح جدیدی برای تحریمهای ایران
را توزیع کردهاند که به گفتهی منتقدان، توافق ژنو را نقض میکند.
طرح
که بناست به دست رابرت منندز، دموکرات از نیوجرسی و رییس کمیتهی سیاست
خارجی سنا و دو مدافع سرسخت تحریمها چاک شومر و مارک کرک معرفی شود،
تقاضاهای مکرر دولت اوباما را برای دست نگه داشتن از هر گونه قانونگذاری
جدید در مخالفت با توافق موقتی ژنو رد میکند.
طرح، احتمالاً پس از
بازگشت سنا از تعطیلات در 6 ژانویه بررسی میشود. طرح شامل گسترده کردن
دامنهی تحریمهای فعلی ایران است. گسترش محدودیتها علیه فعالیتهای انرژی
ایران تا حد شمول تمام فروش نفت و ضربه زدن به فعالیتهای معدنی و حمل و
نقل ایران هدف این طرح است. طرح به اوباما اجازه میدهد در مدت مذاکرات
فعلی، به شکل ماهیانه و با اعلام پیروی ایران از توافق ژنو، حسن نیت ایران
در مذاکره برای رسیدن به توافق نهایی و همچنین شروط دیگری مثل عدم حمایت یا
انجام حملات تروریستی علیه آمریکا، آن را به تعلیق درآورد.
این طرح
همگام با اهداف تندروهای کنگره و آیپک[اصلیترین بخش لابی اسراییل] شرایط
سختی را برای توافق نهایی برقرار میکند. طرح به اوباما تنها در صورتی
اجازهی تعلیق تحریمهای جدید را میدهد که ایران از هر گونه غنیسازی
اورانیوم منع شود. طرح اعلام میکند که اوباما بدون رسیدن به توافق یا
ترتیباتی نهایی و قابل راستی آزمایی که زیرساختهای هستهای غیرقانونی
ایران، شامل قابلیتها و تأسیسات غنیسازی و بازفراوری را از بین ببرد، حق
برداشتن تحریمها را ندارد( ضمناً کنگره میتواند تعلیق تحریمهای اوباما
را با تصویب «قطعنامهی مشترک عدم تأیید» علیه توافق نهایی، ملغی کند).
طرح
شامل بندی غیرالزامآور میشود که بیان میکند اگر اسراییل دست به اقدام
نظامی در دفاع مشروع از خود علیه برنامهی سلاح هستهای ایران بزند، آمریکا
باید در کنار اسراییل بایستد و مطابق قانون آمریکا و مسئولیت کنگره در
دادن اجازهی استفاده از نیروی نظامی، به اسراییل در دفاع از قلمرو، مردم و
وجودش کمک دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی بکند. این ادبیات، شبیه به طرح
دیگری است که در فوریه توسط لیندسی گراهام مطرح شد. با حمایت آیپک، طرح
گراهام در ماه آوریل در سنا تصویب شد.
بعد هم یادداشت از چند نفر نقل کرده که این حرکت چهقدر خلاف خواستهی اوباما و به ضرر توافق ژنوه.