می توانیم و توافق را زیر پا می گذاریم. حرفی هست؟
به سلامتی و دل خوش. آمریکا باز تحریم های جدید علیه ایران وضع کرد. ببین چطور بازی می دهد. علی رغم توافقنامه ی ژنو و در حالی که می دانست هیئت ایرانی مهمترین دستاوردش را همین توقف تحریم ها ذکر کرده و چقدر در داخل کشور روی این امتیاز در قبال آن همه عقب نشینی هسته ایی مانور داده و چقدر برای این توافق اشتیاق و به آن نیاز داشته. از آن مهمتر همین هفته ظریف موضع تند گرفته و در مصاحبه با تایمز اعلام کرده اگر تحریم جدید تصویب بشود توافق به هم می خورد. علی رغم همه اینها و بعد از این همه لحن خصمانه ی بعد از توافق و تلاش طرف ایرانی برای ملایم بودن در موضع گیری ها.
در مقابل آن تحریم های شدید نفتی و بانکی، البته جای چندانی برای تحریم های جدی باقی نمی ماند و به قول معروف آب از سرمان گذشته بود. به نظر می رسد این تحریم های جدید بیشتر از آنکه محدودیت هایش هدف باشد، خبرش و ژست اش مهم است برای آمریکا. هنوز دقیق نمی دانم چرا این تصمیم را گرفته و چه محاسباتی روی موضع گیری های ما کرده. ادعا می کنند و بعضی ها در ایران هم می پذیرند که این تحریم ها برای ساکت کردن سناتورهای تندرو است. این جریان تند رو را کرده اند چماق بر سر ایران و در ایران هم در راستای همراهی با همین چماق می فرمایند درکشان کنید. تحت فشارند و از بس توافق مهم بوده و به نفع ماست، دارند اینطور مخالفت می کنند! اما ببیشتر به نظر می رسد هدف اصلی تحقیر ایران باشد و محک زدن میزان قاطعیت ما. اینکه نشان بدهد که ایران چاره ندارد و خط و نشان هایش تو خالی است و ما از خط قرمزشان هم بعد از توافق ژنو رد شدیم اما جرأت نخواهند داشت عکس العمل شایسته نشان بدهند.
از قبل هم اعلام کرده اگر از توافق بیرون رفتی گزینه ی نظامی ما جدی می شود. یعنی ما توافق را نقض می کنیم اما شما حق ندارید وگرنه بهتان حمله می کنیم. از این جالب تر شرمن گفته کنگره حق دارد برای مواردی غیر از هسته ایی تحریم تصویب کند. بعد تصور کنید چقدر ما پرونده ی مان سیاه است از نظر اینها. همین حمایت از گروه های تروریستی مثل حزب الله و موارد نقض حقوق بشر از اعدام قاچاقچی ها و بمب گذار ها گرفته تا عدم پیوستن به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان همه می تواند بهانه ی تحریم باشد. چقدر واقعا دلچسب است این شرایط. چقدر باید از نظر ذهنی و روحی خوشحال باشیم که فکر کنیم با توقف سانتریفیوژ ها چرخ اقتصادی شروع می کند تند تند، گردیدن!
این نتیجه ی مستقیم پیام های حاکی از ضعف است که از داخل ایران و توسط دولتمردان ما مکررا ارسال شده. آخرینش هم شاهکار جناب وزیر خارجه که علی رغم اختلاف نظرها برای تخصص و مهارت و صدق نیتش احترام قائل بودم و سعی می کردم مواضعش و عملکردش را با حسن ظن تعبیر کنم اما حرفهایش درباره ضعف نظامی ایران و قدرت آمریکا در دانشگاه آدم را مجبور می کند درباره مهارتهای دیپلماتیک اش تجدید نظر جدی کند یا به این نتیجه برسد رویکرد خطرناکی بر سیاست خارجی حاکم شده.
البته صداهایی در ایران و خارج از ایران هم اصرار دارند این پیام های از موضع ضعف، پیام انتخابات و از طرف مردم است که از سوی دولتمردان شنیده می شود اما اینطور نیست. توضیح مفصل ترش بماند اما خلاصه اش اینکه کاندیداها دسته جمعی زحمت کشیدند و طی مبارزاتشان چنین پیامی بر انتخابات حمل کردند که انتخاب روحانی یعنی دست برداشتن از مقاومت هسته ای، وگرنه مردم هنوز در نظرسنجی ها با درصد قابل قبولی در کل کشور مقاومت برای انرژی هسته ایی را قبول دارند.
امیدوارم مجموعه ی دولت مردان دست از همدلی و درک کردن مفرط دولتمردان آمریکا و نسبت دادن همه چیز به فشارهای لابی صهیونیست ها که خیلی وقت است دارد تنه به تنه ی خود فریبی می زند، بردارند و موضعی در شأن ایران و متناسب با منافع ملی اتخاذ کنند.
یک مروری هم داشته باشند لطفا بر مواضع این چند هفته ی بعد از توافق و ببینند به چه سرعتی پس از فتح اولیه جلو کشیدند و رسیدند به مسائل حقوق بشری و حمایت از حزب الله و با همین روند پیش بروند تا یکی دو سال دیگر باید تمام سیاست هایمان را زنگ بزنیم با معاون سفیرشان در ایران چک کنیم ببینیم اجازه می دهند یا نه و البته خوشحال باشیم نفت مان را مثل قبل می فروشیم و ملت بهتر از قبل می خورند و می پوشند. تازه اگر رضا بدهند به همین حد از رفاه.
البته خدا عزت و طول عمر بدهد به رهبرمان. مسلما کارمان به اینجا نخواهد رسید انشاالله اما عقل حکم می کند آدم بر اثر تجارب گذشته و روند امروز، آینده را پیش بینی کند و برایش تدبیر کند.