سازمان محیط زیست بندگان خدا را استخدام کرده . اسلحه داده دستشان گفته شکارچی غیر مجاز دیدید، مجوز و حق درگیر شدن دارید. منطقه هم پر است از شکارچی غیر مجاز و دارد نسل بعضی حیوانات را بر می اندازد. بعد که درگیری پیش آمده و دو شکارچی کشته شده اند، قوه قضائیه گفته شما ضابط ما نیستید پس حق نداشتید درگیر بشوید. گارد حفاظت محیط زیست می گوید نخیر. اینها ضابط قوه قضائیه اند. حق داشته اند. بعد به جای اینکه دو سازمان، دعوای قانونی مسخره شان را حل کنند یا اگر امکان دارد راه مناسب تری به جای خون و خون ریزی برای محافظت از محیط زیست پیدا کنند، آمده اند برای این دو محیط بان حکم اعدام زده اند و لابد خوشحال که عدالت اجرا شد. سازمان محیط زیست هم ایستاده نگاه می کند و فوقش تلاش کند از خانواده ی مقتول رضایت بگیرد!
من نمی دانم اینها چه فکری کرده اند که تفنگ داده اند دست محیط بان و بعد این چه انتظاری است که از آنها دارند. اگر کار با نصیحت و خواهش و تمنا حل می شده و شکارچیان غیر مجاز دست بر می داشته اند که نه حال و روز حیات وحش این بود نه مجبور بودند محیط بان را مسلح کنند. حالا که داده اند لابد انتظار دارند مثل نیروهای ویژه و کماندوها عمل کنند که مثلا وسط درگیری بتوانند با خونسردی تمام بزنند یک نقطه ی غیر حساس شکارچی که فقط زمین گیر بشود. خوب اسلحه است و نیروی با آموزش محدود. خیلی محتمل است چنین اتفاقی. این چه عدالتی است! در چنین شرایطی محیط بان باید مغز حمار خورده باشد که دیگر مقابله ایی با شکارچی کند. چرا خودش را به دردسر بیندازد. اصلا یک چیزی هم دستی می گیرد می گوید بروید به سلامت. به جهنم که نسل حیات وحش دنا منقرض بشود.
خبر از اینجا
+ نوشته شده در جمعه ۱۵ آذر ۱۳۹۲ ساعت 6:45 توسط
|