بر خلاف انتظار خیلی ها انتخابات حتی ممکن است  به دور دوم هم نرسد و روحانی همین دور اول به 50 درصد برسد و رای بیاورد. (پ.ن: رسید! و احتمالا دارد همین بماند.)

شرایط بد اقتصادی و از آن مهم تر ترساندن مردم از تحریم ها و پناه بردن به فرشته ی نجات ظاهرا خوب جواب داد. این بار اصلاح طلب ها به جای مدعی شدن برای رأیی که در واقع نداشتند، یاد گرفتند چطور آرای توده های غیر سیاسی را که بسیاری شان در شهرها و روستاها هنوز عشق احمدی نژادند و هنوز می گویند هیچ کس به قدر او برایمان کار نکرد، جذب کنند و پتانسیل اش را هم تا حدی به خاطر شرایط داشتند. به روی خودشان هم نخواهند آورد که چطور شد این بار رأی شان از صندوق بیرون آمد تا مگر زمانی دیگر باز اوضاع به وفق مرادشان نباشد.

من که باید  4 سال ِ زجر آور را باید با این رئیس جمهور و عقبه سیاسی و فکری اش تحمل کنم. فقط خدا به داد عزت و منزلتی برسد که قرار است حضرت ایشان برای کشور به ارمغان بیاورد. عزت و منزلتی از جنس مذاکرات سعد آباد. چه قندی در دل آنها آب می کنند حالا که بالاخره تحریم هایشان جواب داد. می شد مقاومت کرد و کشور را هم از فشار نجات داد و به جلو برد. این فرصت را از دست دادیم. حالا برای کاری که باید با زحمت و یاعلی خودمان پیش می بردیم، چقدر باید سر خم کنیم خدا می داند. امیدوارم پیش بینی هایمان درباره بازگرداندن حلقه مدیران کهنه ی قدیمی و تفکراتشان هم لااقل کمی غلط از آب در بیاید و ارتجاع را در تمام عمق و گسترده ای که تبلیغش می کردند، نبینیم و کلا چه دورانی خواهیم داشت. پیش به سوی پاسپورت ایرانی معتبر و رفع کلیه مشکلات اقتصادی و آشتی با همه ی دنیا و دولت اخلاق و صدق و گل و بلبل.

و بعد از همه اینها خدا را رهبرمان را حفظ کند و کمک کند.