من نمی دانم شخص جناب ولایتی و کسانی که از او حمایت کردند و مانع انصرافش شدند و کسانی که راه افتادند در شهر و روستا برای او تبلیغ کنند و رای اصول گرایان را بشکنند، آن هم در شرایطی که اصلاح طلبان و طیف هاشمی ائتلاف کرده اند، چه حجتی برای خودشان دارند. اصلا بگذریم که جناب ولایتی چند ماه پیش در چیزی به نام ائتلاف شرکت کرده بودند و قرارشان این بود که هر کدامشان در نظر سنجی ها رای بیشتری دارد کاندیدای اصلی بشود و دو نفر دیگر انصراف بدهند و در نهایت ایشان زیر قولشان زد. وقتی ایشان و حامیان شان مطمئن هستند که  غیر ممکن است پیروز این انتخابات باشند و در خوش بینانه ترین حالت، ممکن است نفر چهارم بشوند،‌ این تلاش برای چیست. البته اگر کمترین احتمالی از پیروزی بود می شد این تلاش را طبیعی، عاقلانه یا حتی بر اساس حجت شخصی، ضروری دانست اما نه در این شرایط که احتمالش نیست. من اصلا این استدلال را نمی فهمم که ما اصلح را اینطور تشخیص دادیم و مهم نیست چه کسی رای بیاورد یا ورژن مذهبی ترش این که مکلف به انجام تکلیف هستیم. مگر می شود تکلیف محور باشیم و اهمیت ندهیم که چه کسی بر مسند ریاست جمهوری می نشیند. اصلا نگاه دینی هم نداشته باشیم. مگر عاقلانه است این حرف. یکی از نشانه های عقل این است که آدم بتواند بین بد و بدتر یا خوب و خوب تر انتخاب کند. کسانی که به کاندیدایی رای می دهند که مطمئن هستند هیچ شانسی برای پیروزی ندارد، یا می خواهند با رای شان پیام خاصی مثلا به حاکمیت بدهند یا حضور خودشان و وزنشان را با نوعی تفکر خاص بین کل جمعیت کشور اعلام کنند؛ یا واقعا برایشان هیچ اهمیتی ندارد که چه کسی رئیس جمهور می شود؛ یا...

 در مورد دلیل اول، ولایتی اگر چه به خاطر سابقه و برخی ویژگی هایش انتخاب محبوب بخشی از مردم است اما مسلما ایشان شخصیتی نیست که انتخابش پیام ویژه ای داخل ایران یا خارج از ایران داشته باشد  و در واقع جزء محافظه کارانه ترین انتخاب های موجود است. همچنین جایگاه او و آرایش سایر کاندیداها به گونه ای نیست که اگر انصراف بدهد رای دهندگانش دیگر نتوانند از بین این کاندیداها انتخاب کنند و مثلا از مشارکت عمومی کاسته شود یا رای سفید بدهند. عمده ی رای های ایشان به سبد قالیباف، جلیلی و اندکی به سبد رضایی خواهد رفت.

در مورد دلیل دوم هم به نظرم در قیاس با نظام های تثبیت شده و ساخت یافته ای مانند آمریکا و با تجربه ی سی و چند ساله ی پس از انقلاب همه می دانیم انتخاب رئیس جمهور چقدر می تواند در جهت گیری و سرنوشت کشور تاثیر گذار باشد. پس کسانی که مدعی هستند برایشان فرقی نمی کند چه کسی رئیس جمهور می شود،‌ به نظرم دارند از زیر بار مسئولیت انتخاب سخت بین بد و بدتر- چون کاندیدای اصلحشان بین گزینه های اصلی نیست- فرار می کنند و این تنها یک توجیه است. مگر می شود گفت هیچ فرقی ندارد روحانی رئیس جمهور باشد یا قالیباف یا جلیلی یا رضایی!

می ماند گروه سوم  از رای دهندگان به ولایتی که کم هم نیستند و اعتماد کرده اند به معتمدانی مثل علمای جامعه مدرسین و امثال آن و اتفاقا برایشان خیلی هم مهم است که رئیس جمهور از بین اصول گرایان باشد و مهم است که مثلا روحانی نباشد. آن وقت لابد کسانی که دارند برای ولایتی تبلیغ می کنند،‌ در صورت شکست اصول گرایان- که البته بعید است- توجیه کافی دارند برای کارشان. لابد مثلا ما مکلف به انجام تکلیفیم!!!!!! 

با شناختی که این چند هفته ی آخر نسبت به ولایتی پیدا کردم، چندان انتظاری از او ندارم که کنار بکشد و دغدغه ی اصول گرایی را داشته باشد اما آدم های جامعه مدرسین را نمی بخشم اگر این کارشان به ضرر اصول گراها تمام بشود.

در همین زمینه: ماجرای ائتلاف پیشرفت