با این آتشی که ترکیه چند سال است دارد در این منطقه و به خصوص در سوریه می سوزاند و با دو دوزه بازی هایش با اسرائیل و آمریکا و ژست گرفتن های منافقانه در حمایت از مقاومت و بهارهای عربی و آزادی و غیره و به قول معروف نوعثمانی گری هایش در منطقه طبیعی است قند توی دلمان آب بشود به خاطر این اعتراضات خیابانی اخیر. خوش هم می گذرد بنشینیم تحلیل های عاشقان ترکیه را بخوانیم ببینیم ماله را از کدام طرف می کشند و چطوری. گشتم دلیل این اعتراض های غیر منتظره و انفجاری را پیدا کنم. شرایطی که از ترکیه ی به شدت در حال پیشرفت و ترقی و گل و بلبل برای ما ترسیم شده بود، جای چنین احتمالاتی نمی گذاشت.

صدا و سیما طبق روال عادی اش اخبار را آنطور که میل دارد تولید می کند که یعنی مردم به دخالت ترکیه در سوریه معترضند. کاش یاد می گرفت اعتماد سازی را در کنار رسالت های رسانه ای اش.

الجزیره و بی بی سی هم اعتراضات را تقریبا تقلیل داده اند به لائیک ها و سکولارها تا زهرش به نفع دولت دوست و برادر گرفته شود. انگار که این گروه از ترک ها فقط به خاطر اسلامی بودن دولت و تجاوزش به ارزشهای سکولار و ایجاد محدودیت هایی مثلا برای خوردن مشروب یا پوشش است که معترض شده اند.   این یادداشت اما کمی مفصل تر دارد شرایط ترکیه را بررسی می کند. خواندنش برای شروع خوب است هر چند به نظرم هنوز کامل نیست. دلم می خواهد مطلبی بخوانم که دقیقا توضیح بدهد الان معترضان از چه طیف هایی هستند و اعتراضشان عمدتا به چیست و بقیه مردم چقدر با اینها همدلی دارند. به هر حال حزب عدالت و توسعه با اکثریت آرای مردمی سر کار آمده. آیا از اکثریت افتاده و حامیانش ریزش کرده اند یا معترضان شبیه آنچه در ایران گذشت، اقلیت اند اما می خواهند معادله را به نفع خود تغییر بدهند.

پ.ن: این هم تحلیلی است قابل تأمل از عبدالله شهبازی که جای دیگری ندیده بودم. البته سیاست یک بام و دو هوای ایشان در جریان فتنه 88 و فراماسون کردن هر آنکه خوش نمی داشت و ندیدن بعضی وجوه اظهر من الشمس توطئه من را تا حدی نسبت به تحلیل هایش مشکوک و مردد کرد اما به هر حال در کار خودش دقیق و متخصص است.