کجا اهل این حرف ها بودیم...

 

چند روزی است می نویسم و پاک می کنم. می نویسم و کنار می گذارم. از پس گفتن اش بر نمی آیم.  عطش شکن، خوب حرف دلم را زده بود.

"یادم باشد فردا بیایم و سلامت کنم ،یادم باشد که همیشه وامدار آن چشم های نجیب و آن خنده های بی تکلفم،یادم باشد که جنگ خوب نیست ولی اگر نبود و رخ نمی داد ،من تو را کجا می دیدم؟کجا می فهمیدم که آدمی می تواند قد هم بکشد،بگذرد از خودش... کجا این همه پیراهن کودکی ام عطر تو را می گرفت ؟"

مگر چند ملت از میان  همه بندگان خدا فرصت دیدن این عظمت و زیبایی را در طول تاریخ داشته اند؟ چطور می توانیم مثل بقیه آدم هایی زندگی کنیم که اینها را ندیده اند.

"چه کسی می فهمد این عکس ها یعنی چه؟ کجا ما اهل این حرفها بودیم که یک دفعه شدیم؟؟ "*

*کامنت سطلیات پای یادداشت عطش شکن

 

پیام قرآن برای آنها، پیام جنگ است!

 

سر جدتان اینقدر نگویید قرآن، کتاب صلح و اسلام پیام آور صلح و از این مزخرفات. این واژه "صلح" را غربی ها به نکبت کشیده اند. نمی بینید اسم مذاکرات نوکرشان را با اسرائیل می گذارند مذاکرات صلح؟

اتفاقا اینها خوب می فهمند که قرآن به هیچ نحو با صلحی که آنها ویترین سلطه خواهی شان کرده اند، کنار نخواهد آمد. میلیون ها مسلمان سر به راه که از دین فقط به احکام فردی اش بسنده کرده اند و چرخ اقتصاد این دولت استکباری را می چرخانند و ابلهانه به افطاری دادن کاخ سفید دل خوش می کنند، در آمریکا و در سراسر دنیا زندگی می کنند. آنها توانسته اند با سلطه فرهنگی عمده مسلمان های دنیا را متدین به پوسته "صلح" جوی اسلام کنند اما از همین اندک بیداری اسلامی چنان درهراسند که حاضر می شوند ژست احترام به عقاید دیگران را به راحتی کنار بگذارند. قرآن که این همه از همدلی با اهل کتاب و عدم تجاوز و برقراری قسط می گوید، سرشار است از حماسه و ظلم ستیزی و شهادت طلبی. اینها با "صلح" به مفهوم امروزی اش هیچ نسبتی ندارد. پیام قرآن برای این مستکبرین پیام جنگ است و بس. این را آنها خوب می فهمند.

البته بعید است این قرآن سوزی انگیزه های سیاسی و نظامی نداشته باشد. تحریکی برای شوریدن مسلمان ها تا بهانه ای برای بعضی اهداف دیگر بشود. تاکید اوباما بر اینکه قران نسوزانید تا نیروهای نظامی ما در خطر نیفتند، گرایی است برای انگیزه اصلی. تف بر این ژست های متمدنانه. دو سال پیش چه سخنرانی ای در وصف اسلام کرد در مصر. چقدر رقت انگیزند مسلمان هایی که این مزخرفات را باور می کنند.

 

 

حسین بهزاد را تا پریشب که در برنامه راز صحبت کند نمی شناختم. دارد تاریخ جنگ می نویسد با چه کیفیت و چه زحمتی!  آدم ها هر چه دلسوز تر و پر کار تر، سینه هایشان پر درد تر و با این همه چندان اهل گفتگو با رسانه ها نیست و این سکوت برای من نشانه ژرفایی است که تحت تاثیرم قرار می دهد. هنوز برنامه تمام نشده بود که فرو رفتم در خودم. می دانستم اما باز به رخم کشید که هیچ کار مفیدی نکرده ام و فقط حرف می زنم. کاش این آگاهی با تمام تلخی و گزندگی اش می ماند بلکه منشا حرکتی می شد.  

سوژه ای که حیف شد

 

اگر چه عاقبت ازدواج اکرم و امیر حافظ در جراحت ظاهرا به خیر شد اما تم کلی داستان، حول مصایب ناشی از این ازدواج گذشت. ازدواج یک دختر عمو با پسر عمو ظاهرا وقتی که هنوز دبیرستانی بوده اند.  حیف که چنین بلایی در قصه بر سر این ازدواج آوردند. صاحبنظرانی که عقل رس تر هستند همگی به جای ترویج ازدواج موقت برای جوانان در شرایط حساس و رو به بحران جامعه ی امروز، بر ازدواج در سنین پایین تاکید می کنند و حق هم دارند. ازدواج در سنین پایین اگر چه زمینه سازی هایی می خواهد و مسلما دردسرهایی برای دختر و پسر و خانواه هایشان دارد اما هر چه در تسهیل و زمینه سازی آن تلاش بشود حق است و نتیجه اش سلامتی جامعه. برعکس ازدواج موقت* که هر آدم عاقلی می داند چه مشکلات و پیامدهایی دارد.

کاش به جای تصویر کردن این قصه که کل فامیل بر اثر یک مشکل خاص ژنتیکی در پیوند این زوج جوان و بی تدبیری خانواده ها  به هم می ریزد، سریال هایی بسازند و از شیرینی های ازدواج در سن پایین بگویند. از سلامت این گونه رابطه ها در مقایسه با رابطه های ناسالم و رو به گسترش امروزی و تدبیر بزرگترها برای تربیت بچه های مسئولیت پذیر و رفع مشکلات این پیوندها و نحوه دست و پنجه نرم کردن  زوج جوان با خامی ها و بی تجربگی ها یشان.

 

 * ازدواج موقت پیامدهای تلخ و آسیب زایی از لحاظ عاطفی و حمایتی خصوصا برای زنان و کودکان حاصل از این ازدواج دارد و برای جوانان پیش از ازدواج دائم نیز به هیچ وجه در شرع و بر اساس عقل توصیه نمی شود. اگر چه جواز این نوع از ازدواج نشانه جامع نگری دین اسلام است اما باید در ترویج آن نهایت احتیاط را به خرج داد. ازدواج مجدد نیز اگر چه به دلیل عرف جامعه ما شاید خانمان برانداز تر از ازدواج موقت یا تجردِ بحران زا، باشد و هیچ کدام از کارکردهای مثبت آن حاصل نشود اما خارج از این متن، پیامدهای مثبت بیشتر و ضررهای کمتری نسبت به ازدواج موقت دارد.  

 پ.ن: عجالتا لینک یکی دو مطلب وبلاگی درباره ازدواج موقت برای کسانی که فقط حدیث های ثواب متعه به چشم شان می آید یا آنها که فقط مصائب این ازدواج را می بینند.

ازدواج موقت و هوسرانی مردان

جور دیگری ازدواج

و از هفته نامه پنجره

ازدواج موقت راه حل نیست. زودتر ازدواج کنید

 

 

دیشب شیبا این دوست هندی ما توی جی تاک می پرسید ماجرای سکینه آشتیانی چیست که اینقدر دارند علیه ایران تبلیغ می کنند. چرا می خواهند سنگسارش کنند. چرا حرفی از مرد سوم ماجرا نیست و چرا او مجازات نمی شود. می خواست اخباری از رسانه های محلی ما داشته باشد تا در یادداشت اش برای نمی دانم فلان رسانه هندی کار کند. ببین چطور خبر می سازند و توی دنیا پخش می کنند و بعد هم دم از آزادی بیان و جریان آزاد اطلاعات می زنند و یک عده ابله هم باور می کنند. رفتم اسم این زن را در گوگل جستجو کردم تا شرح فعالیت های مشعشع اش را برای او بفرستم و تازه یک جا اخباری که پراکنده به گوشم می رسید دیدم. از همه مضحک تر یقه چاک کردن فرانسوی ها بود. کوشنر که گفته بود اگر لازم باشد برای نجات سکینه به ایران سفر می کنم. آه و فغان های همسر ماجرا دار سارکوزی را هم که شنیده اید. انصافا وقاحت سیاستمداران این عصر در طول تاریخ بشریت سابقه نداشته. این همه آدم از زن و مرد و بچه هر روز در فلسطین و عراق و افعانستان و پاکستان و هزاران جای دیگر دنیا در اثر ظلم همین حضرات کشته شده و می شوند آن وقت چه ژستی برای این زن فاسد و قاتل می گیرند. دست  ایرانی هایی که اول خوراک خبری این سیرک را فراهم می کنند و بعد هم با این رویکرد وقیحانه و استعماری غرب همنوا می شوند درد نکند. زحمت می کشند برای حقوق بشر و  بالاخره ضربه زدن به حکومت یا  حداقل خالی کردن غیض، لابد ارزشش را دارد که آدم اینطور چهره کشورش را سیاه نشان بدهد. اینها هم نباشد بالاخره زندگی خرج دارد.

بعد شیبا شروع کرد به درد دل که من به چشم خودم وضعیت زنان را در ایران دیدم. تحصیل کرده با ذهن روشن و زندگی خوب بدون اینکه تحت فشار باشند اما تصویری که رسانه های غربی می سازند و رسانه های محلی هندی هم تند تند کپی می کنند چیز دیگری است و چرا ما مسلمان ها رسانه قوی نداریم و چرا شما ایرانی ها اینقدر کم انگلیسی می دانید تا بتوانید حقایق جامعه تان را برای بقیه بگویید و ...

 

مکه، یمن، زاریا

 

مکهّ، یمن ، زاریا... مطلبی است درباره شیعیان نیجریه و پیوندشان با انقلاب اسلامی و درگیری هایشان با وهابی ها که احتمالا اغلب شما هم مثل من تا به حال چیزی دراین باره نمی دانستید و این ندانستن ما و بی اطلاعی ما از وضعیت جهان اسلام و شیعیان چقدر تاسف بار است! این بی اطلاعی تحلیل های ما را سست و گاه به کلی غلط می کند.

راستی! عمق استراتژیک ایران که می گویند یعنی همین

و رتل القرآن ترتیلا

 

امام باقر علیه السلام می فرمایند:«قرآن را با آواز بخوانید،زیرا خداوند-عز و جل دوست می دارد که با صدای خوش قرآن خوانده شود»

امام صادق علیه السلام می فرمایند: «قرآن با حزن نازل شده،پس آن را با لحنی حزین بخوانید»

احادیث دیگری درباره خواندن قرآن با آوای خوش در اینجا آمده

برای ما که عرب زبان نیستیم و معجزه ی زیبایی کلام الهی را نمی توانیم به تمامی دریابیم، قرائت زیبا و آوای خوش، نعمتی است که آن نقطه ضعف را تا حدی جبران می کند. انگار آیه ها جان می گیرند که این هم برای دل های غبارگرفته گشایشی است. گاهی آدم از زیبایی آیات به وجد می آید. شبکه ۳ ساعت دو و نیم بعد از ظهر برنامه ختم قرآن حرم حضرت معصومه(س) را به طور مستقیم پخش می کند و قرائت ها بسیار دلنشین اند. امتحان کنید.