آلودگی های تصویری و انفعال ما
امروز دو مرد را دیدم که حداقل دو دکمه ی پیراهن شان از بالا باز بود! تازه یادم افتاد در صورت رها شدن، رکابی و شلوار کوتاه را هم باید تحمل کنیم! و من اصلا نمی فهمم چرا باید چنین وضعیتی را تحمل کنیم. چون یک عده دل شان می خواهد راحت باشند یا هر مرضی که دارند فاش در سطح شهر فریادش کنند؟ من اصلا نمی فهمم چرا ما باید اینقدر منفعل باشیم و سرمان را زیر بیندازیم و استغفرالله بگوییم و آنها سرشان بالا باشد و آرام آرام با افتخار!! هر غلطی که خواستند بکنند؟
ما که می گویم منظورم گشت ارشاد نیست. منظورم خود ما هستیم. تک تک ما. این انفعال ما - اول خودم- عذابم می دهد. شک ندارم که خدا به این انفعال ما راضی نیست. حتی جرأت نداریم کراهت مان را نشان بدهیم که اولین قدم نهی از منکر است. حتی اگر گناه هم نبود آدم سالم به برهنگی یا نمایش های آن چنانی راضی نیست. آلودگی تصویری است. تحمل می کنیم که چه! من هیچ حقی برای کسانی که برهنگی یا نمایش های آن چنانی را می پسندند قائل نیستم. چون هیچ اعتقادی به نسبیت گرایی در این ارزشها ندارم. چون به جد معتقدم گناه است و گناه بودنش به دلیل آن است که این نوع پوشش در شأن آدمی نیست* و جامعه را هم بیمار می کند! بحث نوع غذا یا سبک لباس نیست که تکثر فرهنگی را بپذیریم.
فکر می کنید ممکن است کسی چندین بازخورد منفی حتی در حد نگاه یا تذکر ساده بگیرد و باز همان شکل قبلی لباس بپوشد؟
* در جوامعی که این نوع پوشش- حد اندکی از برهنگی- برایشان عادی شده و از کودکی در این فضا رشد کرده اند، نمی توان به راحتی حکم کرد که از آدمیت به دور است. چون حدی از نسبیت در حیا حقیقت دارد. کسی که در جامعه ایرانی با ارزش هایی که بر آن حاکم است، چنین حریم شکنی می کند با کسی که در یک جامعه رهای غربی رعایت عرف و ارزش های اندک همان جامعه را می کند، متفاوت است؛ حتی اگر پوشش اش نا مناسب تر از ایرانی حریم شکن باشد. این حریم شکنی نیاز به گستاخی و بی حیایی دارد. شاید بشود با این مثال روشن ترش کرد. ظاهر یک خطا برای دو نفر دقیقا یکی است اما یکی آگاهی بیشتری به قبح عمل دارد و دیگری آگاهی کمتر. پس زشتی خطای اولی بیشتر است