حجاب اجباری آری یا نه؟
کامنت دو نفر از دوستان را همراه نکته هایی از خودم در ادامه مطلب گذاشته ام
بارها درباره این موضوع نوشتم اما نگذاشتم اش اینجا. آخرین اش زمانی بود که دوباره گشت ارشاد راه افتاده بود و بحث داغ شده بود. حالا بحث حجاب اجباری کاملا در حاشیه است برای همین شاید بهتر باشد در یک فضای آرام درباره اش حرف بزنیم.
پیش فرض اولیه من این است که حجاب یک حکم قطعی اسلامی است. پس اینجا روی واجب بودن یا نبودنش حرف نمی زنیم. حدودش هم همان وجه و کفین و عدم تبرج است. البته براي مردها هم حدي از حجاب هست.
از چند منظر می شود به این موضوع نگاه کرد. اول بحث حقوقی اش در اسلام است. آیا این یک حکم شخصی مثل نماز و روزه است یا حکمی مثل شراب خواری که در ملاء عام در جامعه اسلامي ممنوع است؟ يعني آيا بر اساس حكم اسلام حكومت اسلامي موظف است زنان و مردان را مجبور به رعايت حدود شرعي مربوط به پوشش در ملاء عام كند يا اختيار با خودشان است و بعد هم مثل نماز و روزه و ساير احكام فردي خودشان بايد در درگاه الهي جوابگوي گناهشان باشند؟
منظر بعدي نگاه جامعه شناختي يا بررسي تاثير حجاب اجباري و غير اجباري در جامعه است. بسياري از آدم هاي مذهبي و معتقد به حجاب الان معتقدند حجاب اجباري باعث زدگي مردم نسبت به دين، دوري مردم از حجاب، بي حرمت شدن حكم الهي و كم ارزش شدن آدم هاي محجبه است. مثال مي آورند از كشورهايي مثل تركيه و مالزي كه وضع پوشش مردم خيلي بهتر از ايران است و اينكه پوشش بسياري از زنان ما الان با بي حجابي تفاوتي ندارد. بعضي تحقيقات نشان داده مانتوهاي تنگ گاهي از تاثيرش از سبك لباس معمول غربي ها بدتر است و روسري ها هم نه تنها مو را نمي پوشاند كه گاهي زيبايي را بيشتر مي كند. پس چه بهتر كه انتخاب حجاب به اختيار افراد باشد. تازه در اين شرايط، خانواده ها هم بيشتر از قبل احساس وظيفه مي كنند تا مراقب فرزندانشان باشند و از لحاظ اعتقادي و فرهنگي تقويت شان كنند. نهاد فرهنگي و نهاد هاي ديني هم حساسيت بيشتري پيدا مي كنند و راه هاي خلاقانه تري براي ترغيب به حجاب پيدا مي كنند و خلاصه وضعيت از اين بهتر مي شود.
اما بعضي ديگر معتقدند آزاد كردن حجاب، جامعه را با سرعت بيشتري به قهقرا مي برد. لااقل در شهرهاي بزرگ بسياري از آدم ها هستند كه بدون شرم مي توانند نيمه عريان در جامعه ظاهر شوند و اين حرمت شكني راه را براي ديگران هم باز مي كند. اگر چه وضعيت كنوني پوشش و رفتار خانم ها آرامش رواني بسياري از مردان و به تبع اش خانواده ها و همسران آنها را سلب كرده اما با آزاد كردن حجاب اين وضعيت حاد تر و نگران كننده تر مي شود. بعضي از موافقان آزاد كردن حجاب مي گويند اعتقادات و سنت هاي مردم مانع به قهقرا رفتن مي شود اما مخالفان مي گويند چنين پتانسيلي ديگر در مردم ايران يا لااقل در شهرهاي بزرگ نيست. امر به معروف و نهي از منكر متاسفانه رخت بر بسته* و شرايط فرهنگي اين كلان شهرها با يك فاصله زماني به روستاها نيز مي رسد. الان دختران روستايي هم تك وتوك مانتوي تنگ مي پوشند و آرايش مي كنند. چيزي كه زماني تصورش هم ممكن نبود اما الان در آن جامعه هاي سنتي پذيرفتني شده. موافقان آزادي حجاب وقتي نگراني از رواج برهنگي مطرح مي شود فورا مي گويند نمي گذاريم تا آن حد پيش برود. نمي گذاريم. نبايد. نمي شود. اما نمي گويند چطور. آيا باز هم بايد گشت ارشاد گذاشت تا اين بار قد دامن هاي كوتاه را سانت بزند. يا خانم هاي شلوارك پوش را بگيرد؟ آن وقت تفاوتي هم با شرايط امروز مي كند؟ جز اينكه مفتضح تر مي شود؟
موافقان آزادي حجاب احتمالا يك كليد واژه مهم ديگر هم دارند. كار فرهنگي. در يك فضاي انتزاعي فكر مي كنند كه كار فرهنگي اي وجود دارد كه تا به حال انجام نداده ايم و بعد از آزادي حجاب به ذهن مان مي رسد و انجام مي دهيم اماتجربه اين سالها نشان داده كار فرهنگي نه به اين سادگي ها قابل اجراست ونه به اين سادگي ها جواب مي دهد. كشورهايي مثل تركيه و مالزي هم هر كدام شرايط خاص فرهنگي دارند كه مردمش را ترغيب به حجاب كرده. بايد اين شرايط را به درستي شناخت و ديد آيا در ايران قابل تحقق هست يا نه.
من در مجموع ترجيح مي دهم قانون حجاب اجباري برقرار باشد. نظر شما چيست و دلايل تان؟
*من مخالف مدل امر به معروف و نهي از منكر سالهاي دهه شصت و گشت ارشاد امروزي هستم. كسي نيايد روضه اش را بخواند. اما فكر مي كنم بي توجهي تك تك مردم به اين اصل مهم باعث بدبختي هاي فراواني شده. اگر چه معروف و منكر فقط در بحث حجاب نيست اما اين هم يك موضوع مهم است. اگر آدم هاي با پوشش نامناسب با نگاه هاي سنگين يا تذكرهاي متعدد مردم مواجه مي شدند به هيچ وجه ادامه اش نمي دادند اما اين تفكر مدرن كه عقيده هر كس براي خودش محترم است كم كم در همه ما ريشه دوانده و آن حكم خدا را پس زده.
ادامه مطلب
عطش شكن:
«اول اين كه :اگر قانون اجبار حجاب برداشته شه شايد مدتي -چندسال-ملت جوگير باشن و به فرمايش شما "لااقل در شهرهاي بزرگ بسياري از آدم ها هستند كه بدون شرم مي توانند نيمه عريان در جامعه ظاهر شوند و اين حرمت شكني راه را براي ديگران هم باز مي كند."اتفاق بيفته ولي بالاخره فروكش مي كنه .
دوم اين كه :من با برداشتن اجبار حجاب در شرايط فعلي موافق نيستم ولي فكر مي كنم كه خواه ناخواه به اجبار همچين اتفاقي خواهد افتاد.به قول آويني كه انگاري يه جايي در مورد ويدئو گفته بود آخرش مي شيم مثل اون پادشاهه تو شازده كوچولو كه دوست داشت همه مطيع امرش باشن ،بعد يكي جلوش زد زير گريه،وقتي ديد هرچي ميگه گريه نكن فايده نداره برداشت گفت:دستور مي دم گريه كني.(قياس منطقي اي نبود البته)
سوم اين كه : شرايط فعلي حجاب هم خوب نيست و اصلاً به "حجاب"شباهت نداره و به نوعي حكم خدا شده مسخره بازي!
چهارم اين كه :شايد به بررسي بيشتري نياز باشه،
شايد يه مقايسه اي بين كشوراي مختلف مثل همين مالزي و تركيه كه شما نام برديد با وضعيت ايران اگه انجام بشه مفيد باشه.
و در حاشيه هم اين كه :يه حس قانون گريزي تو همه ما وجود داره كه دل مون مي خاد هميشه خلاف قانون عمل كنيم،چه بسا اگه حجاب قانون كشور نبود مردم جور ديگه اي رفتار مي كردن.»
اينكه جامعه ما بعد از آزاد شدن استفاده از حجاب چه مسيري را پيش مي گيرد، پيش بيني سخت و پيچيده اي است. اين احتمال هم وجود دارد چنان كه شما مي گويي جوگيري بعد از مدتي فروكش كند و مردم به پوشش مناسب تر و حتي حجاب اسلامي رويكرد تازه اي داشته باشند مثل تركيه و مالزي اما من فكر مي كنم لااقل اگر احتمال خوش بينانه را بپذيريم اين بازگشت بعد از چند دهه حركت قهقرايي و بعد ثبات در همان ته دره خواهد بود. جامعه ما هنوز كاملا سنتي است در بعضي زمينه ها. حالا حالاها آدم هايي داريم كه پيش از اين به دليل سنت ها و نه انتخاب از روي عقل و ايمان، حجاب داشتند و پروسه ي آزاد شدن اين آدم ها تا رسيدن شان به يك ثبات تا بازگشت احتمالي سالها طول خواهد كشيد مگر اينكه در ميانه راه اتفاقات خاصي بيفتد. مثلا شروع يك جنگ ظالمانه عليه ايران مي تواند روي انتخاب هاي مردم و نفرت شان از فرهنگ غرب تاثير بگذارد يا ممكن است كارهاي فرهنگي خاصي، دوران بازگشت را تسريع كند.
اينكه بالاخره مجبور خواهيم شد حكم حجاب اجباري را برداريم هم حرفي است. فشار براي لغو اش زياد است. نمي دانم چه مي شود واقعا.
سميه:
«چند سالیه که ذهنم درگیر موضوعه ولی خیلی حساس و سخته. این چه می نویسم بخشی از مسئله است:
1. مرور و بازبینی تاریخی مسئله ی حجاب/احتمالا بعد از کشف حجاب: جنبه های واقعی مسئله رو میشه بدون سوگیری و سیاست زدگی استخراج کرد؟
2.یک بررسی آمیخته (کمی ـ کیفی) درباره دلایل افراد برای انتخاب حجاب های هنجارشکن و شاید ریشه ها. جامعه مورد نظر خانواده و خود این افراد هستند. شاید خود اینها هم ندانند علت نوع حجابشان اجباری بودن آن نیست شاید هم وخامت اوضاع روشن شد.
3. برنامه ی بلند مدت بسترسازی (حداقل 5 ساله). خودم ازین پیشنهادم خنده ام گرفت: نمی دونم چرا یادم میره شرایط زمامداران فرهنگی رو و هی آرزوهای خام می پرورونم 4.یک تیم متخصص (که نورچشمی و هم حزبی و فامیل نباشن !!!) اثرات جانبی رو پیش بینی کنه تا برای بسترسازی جوانب مساله دیده بشه و موارد منفی کاهش پیدا کنه.
5. قانون خاصی برای کنترل موارد هنجارشکن وجود داشته باشه. نه ازین قانونایی که صدجاشون چکه می کنه: شاید بررسی قوانین سایر کشورها به شرط توجه به بافت هرکدام بتونه ایده اولیه و طرح خام رو بده!نکته اصلی اینه که آزادی حجاب به عنوان آزادی رفتارهای جنسی در ملا عام تعبیر نشه(نکه الان اصلا نداریم)
ابتدا توی مناطق خاصی به صورت آزمایشی اجرا بشه : مثلا منطقه آزاد تجاری اقتصادی .
7. یه راه خنده دار و در عین حال قابل توجه برگزاری رفراندومه .در مرحل ی اخر قبل اجرا.
8. یه راه خنده دار دیگه اینه که اول برای 50 سال به بالا آزاد شه اگه دخترای خوبی بودن برای 40 تا 50 و همین طوری ادامه پیدا کنه...
فضای سیاسی جامعه آرام و غیرملتهب باشه.!!!! و این یعنی تا اواخر دوره ی بعد از این دوره؛ نه!
فضاهای خاص افراد دارای حجاب بررسی بشه آیا نباید افزایش داده بشه. اگه بشه گروه مقابل رو به لجاجت و عناد وادار نمی کنه
درباره اونیفرم اداری و رسمی دقت بشه مساله ای مهمه که نیاز به بررسی خیلی جدی تر داره چون تو این مکان ها دو جنس ارتباط بیش از حدی دارند و در صورت عدم رعایت حریم ها میتونه خانواده ها رو جدا تهدید کنه (گرچه الان هم می کنه و شوخی ها و ... باعث مسائل زیادی شده. به نظرم در این صورت برای تفکیک اتاق ها ی دو جنس باید اقدامی جدی بشه.
بازم بود ولی یادم نمی یاد/ ان چه مسلمه این که در صورت ازاد شدن نباید شرایطی ایجاد بشه که نوعی تشویق و جنبش فراگیر و مثبت در شهرهای بزرگ به وجود بیاد که می تونه نسل جدید رو از هر مسلکی به شدت تهدید کنه و یک دور باطل رو شکل بده. و تبدیل به شجره خبیثه بشه»
سميه اين آزاد شدنش براي 50 سال به بالا كلي با مزه بود. فكر كن اين دختر و پسرهاي خوشحال بشنوند سرت را مي كنندJ
اما بعد. نكته اي كه اشاره كردي كليدي است. آزادي حجاب به آزادي رفتارهاي جنسي تعبير نشود. همانطور كه گفتي همين الان هم چنين رفتارهايي ديده مي شود چه برسد به بعد از آزادي حجاب. مسئله اين است كه الگوي رفتاري و فكري افرادي كه آزادي حجاب را مي خواهند(مذهبي ها را نمي گويم) همان جوامع غربي است. بسياري از آنها كه مصرّ هستند به كمتر از آن راضي نمي شوند. شما اگر بخواهي حجاب را آزاد كني و باز حد ومرز بگذاري به اين خيال كه وضعيت تا آن حد افتضاح نشود و برهنگي نبيني و رفتارهاي جنسي درملا عام نبيني و غيره، همچنان مشكل خواهي داشت و دقيق تر بگويم نمي تواني كنترل كني. اين عكس گشت ارشاد سواحل آمريكا را ديده اي؟ مربوط به فكر كنم 40 -50 سال پيش است. قانون بوده كه دامن مايوي شنا نبايد از يك حدي كوتاه تر باشد. يك آقايي دارد دامن مايوي دختري را سانت مي زند! براي همين است كه من فكر مي كنم همين حجاب اجباري نيم بند ترجيح دارد. چون كنترل آن موجه تر است تا گشت ارشاد گذاشتن براي آنها كه مفتضح لباس مي پوشند و رفتار مي كنند. اگر حجاب را آزاد كردي بايد تا ته اش را بپذيري- كه من شخصا نمي خواهم بپذيرم- و تمام توان ات صرف كار فرهنگي بشود كه تازه اگر جواب بدهد. خدا خيلي از اين حد و مرزها مثل ممنوعيت شراب خواري در ملاء عام را گذاشته تا آدم هايي كه كمتر روي خودشان كنترل دارند به هواي پاكي جامعه پاك بمانند. قرار است آدم ها علاوه بر ترس از عقاب خدا از عذاب شديد دنيايي كه براي زناكار تعيين شده هم بترسند. قياس اين دو حكم با حجاب كار من نيست چون فقه نمي دانم اما اين قدر مي دانم كه گاهي در اسلام تلاش مي شود براي زوركي به بهشت فرستادن. براي مجبور كردن افراد به پاك نگه داشتن جامعه.
در مورد رفراندوم من هم فكر كرده ام. اگر چه دوست ندارم اش. البته اگر حجاب اسلامي جنبه اجتماعي هم داشته باشد ديگر حكم خداست و رفراندوم نمي خواهد اما اگر جزء احكام شخصي است احتمال مي دهم مردم آزاد كردنش را نپذيرند. حتي خيلي از آدم هايي كه مانتو و روسري معمولي هستند هم ديده ام شكايت دارند از وضع حجاب دخترك هاي رنگين كماني. اگر شبكه علما و روحانيون تصميم بگيرند مردم را از عواقبش بترسانند خيلي احتمال دارد كه موفق بشوند و راي نياورد.