<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سعی </title>
<link>http://7saay.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 04 Jan 2010 19:47:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>به استجابتش سخت محتاجم</title>
<link>http://7saay.blogfa.com/post-286.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پروردگارا راضی نباش از كسانی باشیم كه عمری از حسین دم زدند و در لحظه‌ی نیاز به دردش نخوردند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آمين&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;A href=&quot;http://alef.ir/1388/content/view/61172/&quot;&gt;یکی از دعای رهبر سر سفره شام روضه بیت&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 04 Jan 2010 19:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7saay&amp;postid=286</comments>
<dc:creator>7saay</dc:creator>
<guid>http://7saay.blogfa.com/post-286.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>و تو چه مي داني يك عمر خار در چشم و استخوان در گلو يعني چه...</title>
<link>http://7saay.blogfa.com/post-282.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يكي از بخش نامه هاي معاويه بعد از شهادت حضرت علي(ع) كه در تاريخ ثبت شده اين است:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; هر كس بتواند حديثي در رابطه بين &lt;FONT color=#cc0000&gt;ابن ملجم&lt;/FONT&gt; و آيه   &lt;FONT color=#0033ff&gt;&quot;مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا &quot;&lt;/FONT&gt;  نقل كند، جايزه بزرگي به او بدهيد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فكر كن چه خوني به دل صاحبان عزاست. آدم از همين يك فقره اش مي تواند از غصه دق كند و هر لحظه ي بعد از پيامبر يك دنيا مصيبت بود براي اهل بيت. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بخش نامه ديگر: هر كس بتواند حديثي درباره ابوتراب و آيه .... و هو الّدُ الخصام نقل كند جايزه بزرگي به او بدهيد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 03 Jan 2010 13:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7saay&amp;postid=282</comments>
<dc:creator>7saay</dc:creator>
<guid>http://7saay.blogfa.com/post-282.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>الفتنه اشد من القتل</title>
<link>http://7saay.blogfa.com/post-281.aspx</link>
<description>
  
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عجیب است. درد است این حرف ها. نیروی انتظامی بدبخت مفلوک اگر قصد کشتن داشت که اسلحه كنار نمي گذاشت. دیگر زخمی نمی داد. نمی گذاشت این همه خسارت به شهر بزنند. این همه آتش بسوزانند ظهر عاشورا. عزادار ها را بزنند زخمی کنند. این همه مدارا &lt;sup&gt;*&lt;/sup&gt; . لابد باید مثل احمق ها می ایستاد تا حضرات اغتشاش گر سر نیروهایش را ببرند. این ها که آدم نیستند. فقط اغتشاش گر ها آدم اند. این ها اگر کشته شدند به همه دنیا باید حساب پس بدهیم اما هر کس از غیر سبز هر خاکی بر سرش شد هیچ مهم نیست. خنده دار تر از آن نسبت دادن ترور خواهر زاده موسوری به نیروهای امنیتی است. انگار معلول ذهنی اند که این آدم نشان دار را بدون هیچ فایده ای ناغافل با گلوله بزنند بکشد و چنین خوراک تبلیغاتی برای خودشان درست کنند. ۶ ماه است این سران فتنه را چهار چشمی مواظبند خون از دماغشان نیاید که پیرهن عثمان هزار باره نکنند آن وقت مفت و مجانی بزنند خواهر زاده اش را بکشند. یا اینکه برای رد گم کردن بیایند با ماشین دو تا اغتشاش گر بکشند یا از روی پل پرت کنند پایین لابد برای کنترل اغتشاش. بعد هم بگویند ما نبودیم ما نبودیم. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جناب شهبازی خوب بلد است از هر که با سبز ها نیست فراماسون بسازد و توطئه های زیر پوستی اش را کشف کند اما طرف سبزها نمی دانم چرا هیچ توطئه ای نمی بیند حتی وقتی این قدر عیان است. این قدر!  امان از وقتی نگاه آدم را حب و بغض هایش اینطور جانبدارانه می کند. خدایا  این روزهای پر فتنه روی قلب های همه ما سنگینی می کند. رحمی بکن.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;*مدارایی که از حد گذشته و بوی ضعف و انفعال می دهد و کاش یاد می گرفتند مقتدرانه و مسلط و تمیز با این اغتشاش ها بر خورد می کردند تا جرات اینها روز به روز بیشتر نشود. به خاطر آن چند افتضاحی که به بار آمد حالا اعتماد به نفس شان را برای وظیفه اصلی شان از دست داده اند انگار و به شدت تحت فشارند.&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Dec 2009 15:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7saay&amp;postid=281</comments>
<dc:creator>7saay</dc:creator>
<guid>http://7saay.blogfa.com/post-281.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>و لعن الله آخر تابع له علی ذلک...</title>
<link>http://7saay.blogfa.com/post-280.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;گفتند رنگ سبز ما نشانه علاقه به اهل بیت است و شجره خبثه شان را کاشتند در زمین و حالا این میوه اش در روز عاشورا. چشم ات باز هم روشن تر جناب سید. جناب شیخ. جناب استوانه ی نظام. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه روزگار پر غصه ای شده.  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 17:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7saay&amp;postid=280</comments>
<dc:creator>7saay</dc:creator>
<guid>http://7saay.blogfa.com/post-280.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وَ اَنّ الموت حق...</title>
<link>http://7saay.blogfa.com/post-279.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://7saay.blogfa.com/post-200.aspx&quot;&gt;بابا جون&lt;/A&gt; از دنیا رفتند و جاي خالي شان همينطور چنگ مي زند به دل هاي ما و سالها خاطره جلو چشم هايمان. شادترين لحظات كودكي ام در خانه آنها گذشته. دو هفته پیش اصفهان بودیم برای ولیمه حج دایی و بعد آمدند تهران. مهمان ما شدند. دست هایشان را که باید می گرفتیم تا از پله ها بالا و پایین بروند، هنوز حس مي كنم. لحظه لحظه این روزها جلوی چشم های من است. حرف هايشان. خنده هايشان. در اتاق من مي خوابيدند. شب يلدا بود. بچه ها همه آمدند. ساعتي دور هم بوديم و رفتند. تازه خوابيده بوديم كه با صداي وحشتناك زمين خوردنشان همه پريديم بيرون. تمام قد روي زمين افتاده بودند. من كه طاقت نگاه كردن نداشتم. نفس شان رفته بود. كمي نفس مصنوعي دوباره برشان گرداند. خوش خيال بودم. فكر كردم مثل زمين خوردن هاي قبلي است. حالشان حالا جا مي آيد. نيامد. آرام نگرفتند. ديگر كلمه اي حرف نزدند اما همينطور به خود پيچيدند. اورژانس آمد. توي راه پله ها تشنج كردند. هنوز به خودم مي گفتم برسند بيمارستان خوب مي شوند. دو روز بعد تمام شد. دكترها گفتند قبل از زمين خوردن سكته مغزي كرده بودند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.hajar57.blogfa.com/post-150.aspx&quot;&gt;جمعه به خاك سپرديم شان&lt;/A&gt; و گريزي هست آيا از اين درد. درد از دست دادن عزيزان؟ سالها بود دلم مي خواست يك بار به فراغت بروم اصفهان. عصري ببرمشان لب زاينده رود. هيچ وقت اين فراغت نيامد. حسرتش به دلم ماند و امان از همه حسرت ها. يكي ديگرش كربلا بردن شان كه آخر نشد. از وقتي به اجبار ساكن تهران شديم خداحافظي با مادر و باباجون جزء تلخ ترين لحظه ها بود. هميشه اشك در چشم هاي آنها بود و ما سعي مي كرديم لبخند بزنيم و دلمان را غصه چنگ مي زد. مي گفتند قطار سريع السير اصفهان تهران را قرار است بسازند سه ساعته ما را برساند. مي شد هر شب جمعه رفت يا وسط هفته. يكي از شب هاي تنهايي شان را پر كنيم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خيلي كارها مي شود الان كرد كه بعد حسرتش را نخورم. كاش يادم بماند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 15:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7saay&amp;postid=279</comments>
<dc:creator>7saay</dc:creator>
<guid>http://7saay.blogfa.com/post-279.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آه می کشم....</title>
<link>http://7saay.blogfa.com/post-278.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://persiandrive.com/351092&quot;&gt;سخنان علامه حسن زاده آملی درباره رهبر&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ایشان معمولا وارد مسائل سیاسی نمی شوند. اوضاع تلخ این مدت باعث شده اینطور صریح صحبت کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ****&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://rahmag.blogfa.com/post-48.aspx&quot;&gt;سرمقاله جدید راه&lt;/A&gt;  جدال جمهوری با زنگیان کافوری... قلمت مستدام باد جلیلی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 Dec 2009 12:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7saay&amp;postid=278</comments>
<dc:creator>7saay</dc:creator>
<guid>http://7saay.blogfa.com/post-278.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://7saay.blogfa.com/post-276.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعضی لینک ها را حیفم می آید فقط بگذارم در پیوند های روزانه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://majaaaz.blogfa.com/post-217.aspx&quot;&gt;سپر یا سیبل؟&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Dec 2009 18:38:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7saay&amp;postid=276</comments>
<dc:creator>7saay</dc:creator>
<guid>http://7saay.blogfa.com/post-276.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://7saay.blogfa.com/post-274.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://mohsenhesam.blogfa.com/post-117.aspx&quot;&gt;نامه ای نه برای میر حسین که برای تاریخ&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Dec 2009 18:15:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7saay&amp;postid=274</comments>
<dc:creator>7saay</dc:creator>
<guid>http://7saay.blogfa.com/post-274.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جنبش سبز و وقايع بعد از انتخابات، گفت‌و‌گوی سهند شمس‌اسحاقی با داريوش سجادی</title>
<link>http://7saay.blogfa.com/post-273.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در گويا نيوز منتشر شده و در &lt;A href=&quot;http://www.sokhan.info/Farsi.html&quot;&gt;وبلاگ خود داريوش سجادي&lt;/A&gt; هم قابل دسترسي است. حرف هايي هست كه خودمان مي دانيم اما شنيدنش از زبان كسي كه مدافع نظام نيست شيرين است. همين. شايد به خاطر انصافش. شايد به خاطر اينكه تحمل بي منطقي سبزها در اين چند ماه خون به دل مان كرده.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=1&gt;اگر ترس عامل آب شدن آن حضور میلیونی بود چرا این 99 درصد شعار یا حسین میر حسین می دهند؟ کسی که شعار یا حسین می دهد یعنی با صراحت اعلام می کند الگوی مبارزاتیش حسین بن علی و قیام عاشورا و مبارزه تا مرز شهادت است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=1&gt;اگر ترسیدند چرا شعار « ما همه مرد جنگیم بجنگ تا بجنگیم » سر می دهید؟....&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=1&gt;پرسش: آیا خشونت گریزی و خواسته های مدنی جنبش را می توان نتیجه گفتمان باز سیاسی اجتماعی هشت ساله دوران محمد خاتمی دانست که در حال حاضر به ثمر نشسته است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=1&gt;پاسخ: قطعاً می شود اما بحث این است که آیا واقعاً خشونت گریز هستند؟ جوانی که اتوبوس آتش می زند بعد هم از این صحنه عکس یادگاری می گیرد آیا این خشونت گریزیست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=1&gt;دوم این چه جنبش مسالمت امیزیست که در 25 خرداد که با ان تظاهرات مسالمت امیز در میدان ازادی تمام شد، حتما دیدید که چند نفر در حاشیه در آن پایگاه بسیج کشته شدند. آیا بسیج امد در جامعه و مردم را در خیابان به گلوله بست یا برخی از تظاهرات کنندگان بودند که به پایگاه بسیج حمله کردند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=1&gt;فیلمی که در روی اینترنت از این واقعه قرار دادید بوضوح نشون میده که بسیجیها بالای پایگاه سنگر گرفته دارند تیر می زنند پس جنبش به یک مقر نظامی حمله کرده و حمله به مقر نظامی در تمام دنیا حکم تیر دارد، در قیام سیاه پوستها در لس انجس 68 نفر بخاطر حمله به مقر پلیس توسط پلیس درآن واحد کشته شدند هیچ احدی هم نتوانست معترض آن باشد یکی از عوامل خشونت آمیز همین حمله به پایگاه بسیج بود.....&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=1&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Dec 2009 17:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7saay&amp;postid=273</comments>
<dc:creator>7saay</dc:creator>
<guid>http://7saay.blogfa.com/post-273.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درد</title>
<link>http://7saay.blogfa.com/post-272.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يكي از اين دخترهايي كه تايلند آشنا شديم در وبلاگش درباره فمينيسم اسلامي نوشته كه در چارچوب دين است و الگويش زناني مثل خديجه همسر پيامبر كه يك تاجر بوده و .... آدم دلش مي خواهد سرش را بكوبد توي ديوار.... چه كشيده اند اين ائمه...... خدا اين همه قرن تحريف حقيقت  و تو تحمل كرده اي و نگاه مي كني&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مثال بعدي اش، الگوي او از زن مسلمان، عايشه بود. زني كه در كنار مردان جهاد كرده... با علي......در جمل....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و هيچ از حضرت زهرا(س) نمي گويد. هيچ.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گاهي حالم از ژست هاي وحدت دوستانه به هم مي خورد. آنجا هم گفتيم كه بحث شيعه و سني را نبايد مطرح كرد و ما نياز به وحدت داريم و اينها اما ... كاش... اندكي لااقل مايه آبروي شيعه بودم و حامل پيامي، حقيقتي...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Dec 2009 16:26:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=7saay&amp;postid=272</comments>
<dc:creator>7saay</dc:creator>
<guid>http://7saay.blogfa.com/post-272.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
